مردود بودن نظریهی تعلق وجوب تخییری به فرد معین نزد خداوند
دیدگاهی که قائل به تعلق وجوب تخییری به یکی از آن افراد که نزد خداوند معین است (احدهما المعین عند الله) میباشد، مردود است و قابل پذیرش نیست.
باید دانست که بنیان و خاستگاه این دیدگاه، ریشه در یک بحث کلامی دیرین پیرامون موضوع جبر و اختیار دارد. این نزاع کلامی مشخصاً حول محور این پرسش شکل گرفته است که آیا استطاعت، پیش از فعل محقق میشود یا همراه با آن؟ ![]()
ریشهیابی: پیوند کلامی با دیدگاه اشاعره در باب استطاعت
- دیدگاه اشاعره: اشاعره، استطاعت را همراه با فعل میدانند و فعلی را که هنوز تحقق نیافته باشد، مشمول استطاعت نمیشناسند. به باور اینان، استطاعت تنها و تنها در مورد فعلی وجود دارد که در عالم خارج به تحقق رسیده باشد. این مبحث از زمرهی مباحث کلامی بیارزشی است که در آن دوران، با اهمیتی فوقالعاده پیگیری میشده است.
- ارتباط با وجوب تخییری: کسانی که وجوب تخییری را به فرد معین نزد خداوند مرتبط میدانند، همانهایی هستند که استطاعت را همراه با فعل انگاشتهاند. استدلال آنها چنین است:
- استطاعت، شرط تکلیف است.
- چون استطاعت همراه فعل است، بنابراین تا زمانی که آن فعل در خارج تحقق نیافته است، تکلیف نیز بدان تعلق نگرفته است.
نقد مبنای کلامی و دیدگاه مختار: استطاعت پیش از فعل
از دیدگاه ما، استطاعتْ پیش از فعل است، صرف نظر از اینکه عمل نهایتاً تحقق یابد یا خیر. ![]()
بدین ترتیب، صحیح نیست که بگوییم آن فرد از افراد تخییری که در نهایت محقق میشود، مورد استطاعت واقع شده و تکلیف به همان فرد معین تعلق گرفته است.
نتیجهگیری نهایی: فقدان بنیان علمی و استدلالی
خلاصهی کلام آنکه، این وجه (تعلق وجوب تخییری به فرد معین نزد خداوند)، از اساس بیپایه است. ![]()
بر اساس جلسه ۷۴
۱۹ دی ۱۴۰۳