مقدمه: استناد به روایت و سیره علما
اصلیترین روایت برای اثبات حرمت خلف وعده این روایت است:
مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلْيَفِ إِذَا وَعَدَ.
از سوی دیگر، مهمترین دلیل بر عدم وجوب، سیره عملی علما و عموم مردم است که میتوان آن را با عنوان اجماع یا شهرت مطرح کرد.
استفاده از دلیل «لو کان لبان» توسط محقق خوئی و مرحوم تبریزی
مرحوم آقای تبریزی به دلیلی تمسک کردهاند که محقق خوئی نیز به آن استناد نموده است. این همان دلیلی است که به شوخی، آن را دلیل پنجم در کنار ادله اربعه مینامند.
مرحوم تبریزی میفرماید:
[!quote] عبارت مرحوم تبریزی در ارشاد الطالب
و أما الروايات فظهورها في لزوم الوفاء بالوعد كالسند في بعضها تام الا أنه لا بد من رفع اليد عنها، فان مثل الوعد مما يبتلى به عامة الناس، و لو كان وجوب الوفاء به ثابتا لكان من الواضحات، و المتسالم عليه مع ان المعروف عند العلماء عدم وجوب الوفاء به.[1]
ایشان میگوید وفای به وعده از موضوعاتی است که میان مکلفان بسیار شایع و مورد ابتلای عموم است. اگر حکم چنین مسئلهای وجوب باشد، قطعاً باید آشکار و مورد تسالم باشد؛ حالآنکه دیدگاه مشهور میان اندیشمندان، عدم وجوب است.
تحلیل خلف وعده: کذب یا حرامی مستقل؟
همانطور که پیشتر گفتیم، ابوالصلاح حلبی نیز که قائل به وجوب است، خلف وعده را از باب کذب، حرام شمرده است. البته چنانچه در جلسه گذشته اشاره شد، خلف وعده مصداق کذب نیست، مگر آنکه وعدهدهنده از همان ابتدا قصد عمل به وعده را نداشته باشد؛ زیرا حقیقت وعده، برخلاف نظر مرحوم مجلسی که آن را از مقوله انشاء میداند، به نظر میرسد از مقوله اخبار است.
نتیجهگیری و دیدگاه مختار
مقصود آن است که فرمایش مرحوم آقای تبریزی کاملاً صحیح به نظر میرسد و نفس خلف وعده به خودی خود و بعنوانه، حرام نیست. مرحوم ابوالصلاح حلبی نیز ظاهراً نمیخواهد آن را بعنوانه حرام بشمارد.
نتیجه بحث این است که «فَلْيَفِ إِذَا وَعَدَ» را نمیتوان حمل بر وجوب فقهی کرد، اما این بدان معنا نیست که باید آن را بر استحباب حمل کرد؛ بلکه ممکن است بگوییم بر وجوب اخلاقی حمل میشود.
حمل بر وجوب اخلاقی و کمال ایمان
ظهور اوامر مذکور در ادله شرعی، در وجوب فقهی است؛ ولی با توجه به نکتهای که مرحوم آقای تبریزی متذکر شدند، باید از این ظهور دست کشید و آن را بر وجوب اخلاقی حمل کرد.
وجوب اخلاقی میتواند شاخهای از وجوب شرطی باشد؛ واجب اخلاقی، شرط رسیدن به کمالات انسانی و اخلاقی است. به عبارت دیگر، عبارت «مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ» ناظر به مرتبه کامل ایمان است، نه اصل ایمان. یعنی کسی که در مرتبه ایمان کامل قرار دارد، شرطش آن است که به وعدهاش عمل میکند.
بر اساس جلسه ۵۴
۱۲ آذر ۱۴۰۳
ارشاد الطالب، ج۱، ص۲۳۲ ↩︎