جلسۀ 112 مورخ 13 اردیبهشت 1404
حکم عقل به لزوم تحصیل ملاک فعلی
موضوع حکم عقل به لزوم امتثال چیست؟ آیا صرفاً علم به تکلیف موضوع حکم عقل به لزوم امتثال است، یا افزون بر آن، علم به وجود ملاک نیز موضوع حکم عقل به لزوم امتثال است؟ محقق خوئی و مرحوم آقای صدر در برخی بحثها، به این مطلب اشاره نمودهاند.
به عقیدۀ ما، اگر علم به ملاک فعلی وجود داشته باشد، عقل به لزوم استیفای آن حکم میکند. پس اگر علم به ملاک داشته باشیم، ولی احتمال بدهیم شارع مقدس به دلیل مفسده در الزام یا مصلحت در ترخیص، آن ملاک را از اثر انداخته باشد، علم به ملاک فعلی نداریم، و چنین ملاکی عقلاً لزوم استیفاء ندارد؛ مگر آنکه قاعدۀ مقتضی و مانع را جاری کنیم و به احتمال مانع اعتنا نکنیم؛ ولی با صرف نظر قاعدۀ مقتضی و مانع، چنین علم به ملاکی، ذاتاً لزوم استیفاء ندارد.
باید دانست، در معمول موارد علم به ملاک فعلی وجود ندارد، یعنی نهایتاً علم پیدا میکنیم که ملاک وجود دارد، ولی احراز نمیکنیم ملاک فعلی باشد، چون احتمال وجود مفسده در الزام یا مصلحت در ترخیص وجود دارد و مانع علم به ملاک فعلی میشود. در نوع موارد هر چند ملاک احراز شود، ولی الزام به تحصیل آن احراز نمیشود چون احتمال میرود در الزام مفسدهای باشد که شارع را از آن رویگردان نموده است.
به بیان دیگر، هم در مورد حکم و هم در مورد ملاک، باید به مرحلۀ فعلیّت آن علم حاصل شود، تا عقل به لزوم امتثال حکم کند. علم به حکم و علم به ملاک تنها در صورتی لزوم امتثال دارند، که به مرحلۀ فعلیّتشان علم داشته باشیم. حکم شرعی و ملاک آن، تا وقتی در مرحلۀ اعتبار و انشاء باشند، و وارد مرحلۀ فعلیت نشده باشند، لزوم امتثال ندارند.
این مطلب بر خلاف چیزی است که محقق خوئی فرموده و ممکن است از برخی کلمات آقای صدر نیز استفاده شود، مبنی بر آنکه مصّب حکم عقل به لزوم امتثال، تنها و تنها حکم شرعی است و نه ملاک حکم. به عقیدۀ ما هم حکم شرعی و هم ملاک آن، لزوم امتثال دارند، به شرط آنکه فعلی باشند. هم علم به الزام فعلی، وجوب امتثال دارد، هم علم به محبوب فعلی شارع، وجوب امتثال دارد. محبوب فعلی، یعنی محبوبی که شارع میخواهد مرا بدان تحریک کند، بیآنکه مفسدهای در الزام یا مصلحت مزاحمی در ترخیص وجود داشته باشد. مقصود از محبوب فعلی، محبوب بدون مزاحم است. ملاکی که محبوب فعلی مولاست و در الزام بدان هیچ مفسدهای وجود ندارد، همچون الزام فعلی، وجوب امتثال دارد.