در پاسخ به این پرسش که حقیقت تکلیف چیست، باید در این نکته اندیشید که موضوع حکم عقل به لزوم امتثال چیست؟! آیا موضوع حکم عقل به لزوم امتثال، ابراز اراده از سوی مولا است، یا باید بعث صورت بگیرد تا عقل به تنجیز حکم کند؟
مبنای صحیح در حقیقت تکلیف، آن است که تنها در صورت بعث مولا، تکلیف تحقق دارد، و صرف ابراز اراده، حقیقت تکلیف را سامان نمیدهد. لازم نیست تکلیف حتماً در قالب بعث باشد، ولی به هر حال صرف ابراز اراده بدون هیچ قیدی، موضوع حکم عقل به لزوم امتثال نیست؛ ارادهای که ابراز شده، باید به گونهای باشد که اشخاص در قبالش مسؤولیت داشته باشند، تا موضوع حکم عقل به لزوم امتثال تحقّق پیدا کند. مسؤولیت داشتن اشخاص، چیزی است که حقیقت تکلیف بدان گره خورده است.
گاهی معلوم شدن اراده شارع، برای تحریک شدن اشخاص کافی است؛ در اینجا حقیقت تکلیف محقق شده است. ولی گاهی، معلوم شدن اراده کافی نیست، چون مثلاً اراده مولا، به صدور فعل از فاعل خاص تعلق گرفته است، نه به ذات عمل؛ معنای این مطلب آن است که شارع میخواهد خود آن شخص، عمل مورد نظر را انجام دهد نه دیگران. وقتی بنا شد شارع مقدس تنها خود آن شخص را تحریک کند و به دیگران کاری نداشته باشد، این پرسش مطرح میشود که در واجبات کفایی، نحوه تحریک به چه شکل است؟
بر اساس جلسه ۹۲
۴ اسفند ۱۴۰۳