ثمرات فقهی بحث از دوران بین وجوب نفسی و غیری: تأثیر آن بر استحباب نوافل ظهرین و نافله وتر

بحث دوران بین وجوب نفسی و وجوب غیری دارای ثمرات فقهی قابل‌توجهی است که می‌تواند در احکام مختلف شرعی تأثیرگذار باشد. در ادامه، به دو مثال در این زمینه می‌پردازیم.

:mosque: استحباب نافله ظهر و عصر: استقلالی یا مجموعی؟

در مورد نواوفل ظهر، یک بحث مهم وجود دارد مبنی بر اینکه آیا استحباب هشت رکعت به صورت مجموعی و مرتبط به یکدیگر است، یا هر نماز دو رکعتی، استحبابی مستقل دارد؟ به عبارت دیگر، اگر فردی تنها دو، چهار یا شش رکعت از این هشت رکعت را بخواند، آیا عملش مشروع و مستحب است یا خیر؟

در نافله مغرب، با توجه به روایاتی مانند: «تَنَفَّلُوا فِي سَاعَةِ الْغَفْلَةِ وَ لَوْ بِرَكْعَتَيْنِ خَفِيفَتَيْن‏»[1]، استقلال نمازها ثابت است.
در مورد نوافل ظهر و عصر، با وجود عموماتی مانند: «الصَّلَاةُ خَيْرُ مَوْضُوعٍ فَمَنْ شَاءَ أَقَلَّ وَ مَنْ شَاءَ أَكْثَر»[2]، اصل استحباب نماز، به شکل کلی آن را در بر می‌گیرد. بحث اصلی درباره استحباب خاص به عنوان نافله ظهر مطرح می‌شود؛ چون نافه ثوابی خاص دارد.

یکی از ثمرات این بحث، مسئله نذر است. اگر کسی نذر کرده باشد نافله بخواند، آیا با خواندن بخشی از این هشت رکعت می‌تواند نذر خود را ادا کند؟ به نظر آیت‌الله والد، نوافل ظهر و عصر به صورت یک مجموعه هشت رکعتی هستند و خواندن دو، چهار یا شش رکعتِ آن‌ها، استحباب خاصی ندارد؛ چرا که دلیلی بر استحبابشان وجود ندارد.
علت این مطلب این است که امر به نمازهای مذکور، در دلیل واحد ذکر شده است و به هم متصل است؛ یعنی در دلیل واحد امر شده است به این‌که دو رکعت اول را بخوان؛ دو رکعت دوم را هم بخوان؛ دو رکعت سوم و چهارم را نیز بخوان؛ ولی چون تمام این امرها در دلیل واحد آمده‌اند، نمی‌توان ادعا کرد در استقلال و عدم ارتباط ظهوری دارند. در این فرض، نمی‌توان اطلاق امر به دو رکعت اول، یا امر به دو رکعت دوم و … را پیش کشیده و استقلال این‌ها از یکدیگر را اثبات کرد.

:folded_hands: نماز وتر: مجموعه سه رکعت یا رکعات مجزا؟

مثال دیگر این بحث، نماز وتر است. در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که آیا سه رکعت پایانی به عنوان یک مجموعه مستحب هستند یا هر یک از دو رکعت و یک رکعت به صورت جداگانه مستحب‌اند؟ ثمره این بحث در احکام خاص نماز وتر آشکار می‌شود.

یکی از احکام خاص نماز وتر، آن است که اگر شخصی قصد دارد روزه بگیرد و نزدیک اذان صبح در حال انجام نماز وتر است و خوف دارد اذان بگویند و در اثر آب نخوردن دچار عطش شود و روزه برایش سخت شود، اجازه دارد وسط نماز آب بنوشد و نمازش نیز صحیح است. این مطلب در روایات معتبر وارد شده و بدان فتوا نیز داده شده است.

اگر بگوییم نماز وتر مجموع سه رکعت است، جواز شرب آب در هر سه رکعت ثابت می‌شود. اما اگر بگوییم نماز وتر، تنها رکعت آخر است، فقط در همان یک رکعت می‌توان آب نوشید.

البته در بحث نماز وتر، غیر از اطلاق دلیل، عنوان وتر نیز قابل بحث است. ممکن است گفته شود ازآن‌رو که عنوان وتر بر مجموع سه رکعت پایانی صدق می‌کند، جواز شرب در هر سه رکعت ثابت می‌شود؛ خواه استحبابشان مستقل باشد و خواه مرتبط. این ثمره بر نحوه اسم‌گذاری این سه نماز مترتب است.

فارغ از جنبه اسم‌گذاری، اگر فردی تنها برای خواندن یک رکعت پایانی وقت داشته باشد، آیا می‌تواند فقط همان را بخواند؟ یازدهمین رکعت دارای امر است. حال اگر بتوان با تمسک به اطلاق آن امر، استقلال و عدم ارتباطش با دو رکعت پیشین را اثبات کرد، مکلف می‌تواند فقط همان را بخواند؛ ولی اگر مشروعیت و استحبابش در ضمن مجموع سه رکعت باشد، طبیعتا نمی‌تواند یک رکعت پایانی را به تنهایی بخواند؛ ولی به نظر می‌رسد تمسک به اطلاق صحیح نیست، چرا که امر به رکعت یازدهم در قالب امر به عنوان «وتر» صورت گرفته است. بنابراین، با فرض وجود شک در انطباق این عنوان بر رکعت پایانی یا بر مجموع سه رکعت پایانی، نمی‌توان به خود عنوان «وتر» تمسک کرد.

از سوی دیگر، دلیل دیگری هم وجود ندارد که به‌طور خاص به رکعت یازدهم امر کرده باشد. اگر امری در میان باشد، بدین شکل است که نماز شب بخوانید و نماز شب نیز آن است که نخست چهار نماز دو‌رکعتی، و پس از آن، یک نماز دو‌رکعتی دیگر و سپس یک نماز یک‌رکعتی بخوانید. اگر فقط همین دلیل را در اختیار داشتیم، نه‌تنها استحباب رکعت یازدهم، بلکه استحباب هیچ‌یک از این رکعات به‌تنهایی و مستقل از سایر رکعات اثبات‌پذیر نبود، زیرا امر به اینها به یکدیگر متصل است. البته در مورد سایر رکعات نماز شب، دلیل خاصی در دست داریم که استحباب مستقل آنها را اثبات می‌کند.

:white_check_mark: جمع‌بندی نهایی و نتیجه‌گیری

مقصود نهایی آن است که این بحث، به ویژه از آن رو که تنها به واجبات اختصاص نداشته و در مستحبات نیز جاری است، کاملاً پرثمره است.


:date: ۱۶ دی ۱۴۰۳


  1. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص: ۴۴ ↩︎

  2. مکارم الأخلاق، ص: ۴۷۲ ↩︎

برای بنده روشن نشد که این بحث، چه ارتباطی با ثمره بحث از وجوب نفسی و غیری دارد؟
با فرض اینکه بگوییم مجموع 8 رکعت نماز نافله مستحب است، معنایش این است که دو رکعت وجوب غیری دارد؟ وجوب که نیست، استحباب است.
بگوییم دو رکعت اول، استحباب غیری دارد؟ وجوب غیری و استحباب غیری، مربوط به عملی است که مقدمه ، واجب نفسی است، در اینجا دو رکعت، بخشی از خود واجب نفسی است، نه مقدمه آن.

استاد در درس این نکته را تذکر دادند که وجوب ضمنی نیز، جوهراً همانند وجوب غیری است.
در اینجا وقتی گفتیم مجموع هشت رکعت امر ندبی دارد، هر دو رکعت امرش، همچون امر ضمنی می شود؛ یعنی امر استقلالی ندارد.
حال بحث آن است که اگر شارع به هشت رکعت امر کرد و ما شک کردیم، هر دو رکعت امر مستقل دارد یا امرش در ضمن هشت رکعت است، تکلیف چیست؟
نکاتی که در دوران بین وجوب نفسی و غیری مطرح می شود، در اینجا نیز قابل طرح است.
هذا علی ما یخطر ببالی و الله العالم.