جلسۀ مورخ 19 آبان 1386
توضیح سه اصطلاح «عملیة الجعل، جعل کلی و مجعول»
اینک قصد داریم سه اصطلاح «عملیة الجعل، جعل به نحو کلّی و مجعول» را توضیح دهیم.
وقتی قانونگذار حکمی را تشریع میکند سه مرحله در این تشریع وجود دارد. مرحله اول جعل که «عملیة الجعل» نام دارد در یک آن اتفاق میافتد و قانونگذار قانونی را در زمانی خاص جعل میکند. در اثر این جعل، قضیهای شرطی تحقق پیدا میکند که از مقوله امور اعتباری است؛ یعنی اعتباری در این قضیه شرطیه متجسد شده است که این قضیه حاکی از آن است. مثلا وقتی شارع میگوید «أکرم العالم» در یک لحظه خاص مرحله اول یا همان عملیة الجعل صورت گرفت. در اثر این مرحله قضیهای شرطیه تحقق پیدا میکند که «اذا کان شخص عالما وجب اکرامه»؛ این قضیه شرطیه چه در عالَم، عالِمی وجود داشته باشد و چه نداشته باشد صادق است؛ بعلاوه اگر چه اصل جعل در یک زمان خاص صادر شده است ولی در این مرحله زمان وجود ندارد و امری استمراری پدید میآید. این مرحله را مرحله جعل میگوییم. مرحلهای که در آن حکمی تشریع میشود و با گذر زمان و شرایط نیز تغییر نمیکند؛ مگر آنکه حکم توسط مرجع قانونگذار نسخ شود.
مرحله دیگر که ما از آن به «مجعول» تعبیر میکنیم زمانی به فعلیت میرسد که کسی شرطی که در جعل وجود داشت را دارا شود. مثلا اگر قانونگذار بگوید کسانی که داراییشان بالای ۲۰ میلیون تومان در سال است باید مالیات بدهند، وقتی یک نفر این مقدار پول پیدا کرد، آن «باید» به فعلیت میرسد و تحقق عینی پیدا میکند. مرحوم نائینی از این مرحله به «مجعول» تعبیر میکند و جعل کلّی را «جعل» مینامند. البته گاهی اوقات در تعابیر، بین جعل کلی و عملیة جعل خلط میشود.