توضیح اصطلاحات در منطق و اصول فقه
قضایای حقیقیه و خارجیه، در منطق و اصول فقه، دو اصطلاح متفاوت دارند.
قضیه حقیقیه در منطق
در دانش منطق، قضیه حقیقیه به این معنا است که حکم، تمام افراد فرضی موضوع را دربرمیگیرد، حتی اگر آن افراد وجود خارجی نداشته باشند. به عنوان مثال، وقتی گفته میشود «الاثنین زوجٌ»، اینگونه نیست که «اثنین» صرفاً در صورت وجود خارجی زوج باشد؛ بلکه ماهیت «اثنین» به گونهای است که زوجیت را در خود دارد، بهطوریکه حتی اگر وجود خارجی نداشته باشد، باز هم زوجیت بر آن حمل میشود. اساساً تصور «اثنین» با تصور زوجیت همراه است.
در مقابل، قضیه خارجیه تنها افراد خارجی موجود را در نظر میگیرد.
تطبیق بر خطابات شرع (اصطلاح اصولی)
اما دلیلی وجود ندارد که قضایای شرعی از نوع قضایای حقیقیه منطقی باشند. اگر تمام افراد خارجی نماز مصلحت داشته باشند، شارع مقدس میتواند بهصورت مطلق نماز را واجب کند، حتی اگر بتوان برای نماز افراد فرضی بدون مصلحت نیز تصور کرد.
بنابراین، وقتی گفته میشود قضایای شرعی، قضایای حقیقیه هستند، منظور این است که تمام افراد خارجی موضوع، اعم از آنهایی که هماکنون موجود هستند یا در آینده به وجود میآیند، مشمول حکم قرار میگیرند. این امر در مقابل قضایای خارجیه است که تنها مصادیق موجود کنونی را شامل میشود.
نتیجهگیری: تمایز اصطلاحی
به عبارت دیگر، قضایای شرعی از نوع قضایای حقیقیه به اصطلاح اصولی هستند که در آنها تمام افراد موجود کنونی و افراد آینده مشمول حکم قرار میگیرند؛ اما لزومی ندارد آنها را از «ظرف وجود اوسع» دانسته و از نوع قضایای حقیقیه به اصطلاح منطقی قلمداد کنیم.
جلسه ۷۰
۱۲ دی ۱۴۰۳