آقای شهیدی برای دلالت اطلاقی دلیل بر وجوب تعیینی، یک استثناء بیان میکنند. عبارت ایشان از این قرار است:
ثم إنه یمکن ان یستثنی عن اقتضاء الاطلاق اللفظی لکون الوجوب تعیینیا صورة واحدة وهی ما اذا ورد الأمر بالعمل الأخفّ واحتمل التخییر بینه وبین الفعل الأشقّ، فانه لایظهر منه عدم إجزاء الفعل الأشدّ، فلو أمر الإمام (علیهالسلام) فی مقام الکفارة بذبح شاة، فلایستفاد منه عدم اجزاء البقرة او البدنة.
نعم یختص ذلک بما اذا کان خطاب الأمر واردا فی مقام الإفتاء ای بیان الوظیفة الفعلیة للمخاطب کما لو سأله رجل وقال له إنی فعلت کذا وأنا محرم فقال له الامام (علیهالسلام) اذبح شاة، فانه لایظهر منه تعین ذبح الشاة علیه، فان السکوت عن بیان کون الأشق وهو ذبح البقرة والبدنة عدلا لذبح الشاة عرفی جدا، وأما لو کان الأمر واردا فی مقام التعلیم بان کان ظاهر کلام الامام (علیهالسلام) انه بصدد بیان القانون الکلی، فقال المحرم اذا فعل کذا یذبح شاة، فلایبعد ظهوره الاطلاقی فی کونه واجبا تعیینیا.[1]
آقای شهیدی در این بحث، میان مقام افتاء و مقام تعلیم حکم کلّی قائل به تفصیل شدند. اصل تفصیل میان مقام افتاء و مقام تعلیم توسط مرحوم میرزا مهدی اصفهانی بیان شده است که حضرت آیت الله سیستانی حفظه الله نیز مکرّر بر آن تأکید ورزیدهاند و آقای شهیدی در موارد زیادی، همین مطلب را دنبال کردهاند. تفصیل میان مقام افتاء و تعلیم به منظور حلّ برخی از مشکلات است که ما در جای خودش گفتهایم این تفصیل، مشکل را چندان حلّ نمیکند.
باری، آقای شهیدی فرمودهاند اگر متکلم در مقام افتاء باشد، ظهور در وجوب تعیینی ندارد، ولی اگر در مقام تعلیم وظیفۀ کلی باشد، ظهور در وجوب تعیینی دارد.
نادرستی تفصیل میان مقام افتاء و مقام تعلیم
به نظر میرسد این تفصیل هیچ وجهی ندارد. نکتۀ تعیینکننده آن است که هیأت دم شاة، در مقام بیان تمام وظیفه است یا در مقام بیان حد اقل وظیفه. اینکه متکلم در مقام تعلیم حکم کلّی باشد، ارتباطی به آن ندارد که در مقام بیان تمام وظیفه است یا حد اقل وظیفه. ممکن است متکلم در مقام بیان تعلیم حکم کلّیِ حد اقل وظیفه باشد. اینکه در مقام بیان تمام وظیفه است یا در مقام بیان حد اقل وظیفه است به کلّی یا جزئی بودن ارتباطی ندارد. حتّی اگر در مقام بیان حکم کلّی باشد، باز هم این پرسش مطرح است که آیا میخواهد حکم کلّی وظیفۀ حدّ اقلی را بیان کند، یا یا حکم کلّی تمام وظیفه را. همچنین اگر در مقام افتاء باشد، باز این پرسش مطرح است که آیا میخواهد تمام وظیفه را در مقام افتاء بیان کند، یا وظیفۀ حدّ اقلی را. این دو مطلب به یکدیگر ارتباط ندارد.
تعیین ظهور دلیل وابسته به مقام تعلیم و مقام افتاء نیست، بلکه وابسته به آن است که ایا در مقام بیان تمام وظیفه است، یا در مقام بیان حد اقل وظیفه. اگر در مقام بیان تمام وظیفه باشد، کلامش مفهوم پیدا میکند یعنی این را بیاور، نه بیشتر نه کمتر. البته مقصودمان از مفهوم، نفی سنخ الحکم نیست بلکه نفی شخص الحکم است، پس به مفهوم اصطلاحی ارتباطی ندارد.
بر اساس جلسه ۸۴
۱۶ بهمن ۱۴۰۳
مباحث الألفاظ ج۲، مقتضی اطلاق صیغة الأمر کون الوجوب نفسیا، تعیینیا، عینیا ، ص 412-۴۱۳ ↩︎