جلسه 103 مورخ 30 فروردین 1404
تفسیر واجبات توصلی شرعی، از منظر محقق ایروانی
اشکالی نقضیای که ممکن است به محقق ایروانی وارد شود، آن است که اگر تقسیم اوامر شرعی، به توصّلی و تعبّدی را منکر میشوید، با این حجم گستره از واجبات توصّلی که در شریعت وجود دارد، چه میکنید؟ برای مثال، شارع به شستن شیء متنجّس امر کرده است و این امر بدون قصد قربت نیز ساقط میشود.
محقق ایروانی در پاسخ به این اشکال میفرماید در امر شارع به شستن متنجس، اگر آن شیء از طریق غیر امر شسته و تطهیر شود، موضوعش منعدم شده است و انعدام امر، به خاطر انعدام موضوع است، چون موضوع امر به شستن متنجّس، شیء متنجّس است، در نتیجه اگر از هر طریقی آن شیء پاک شود، دیگر امر به تطهیر، بیموضوع میشود. در این موارد، سقوط امر از فعلیّت، به دلیل انعدام موضوع آن است. در اینجا نیز، امر به تطهیر، صرفاً به منظور تحصیل طهارتی است که معلول این امر است، ولی روشن است که موضوع این امر، شیء متنجس است، در نتیجه اگر با پاک شدن آن شیء به سببی دیگر، موضوع امر منتفی شود، طبیعتاً امر ساقط میشود چون دیگر متنجّسی وجود ندارد تا امر به تطهیرش شود.
همچنین است امر شارع به دفن میّتی که روی زمین مانده. اگر در اثر زلزله، زمین باز شد و این میّت خود به خود دفن شد، دیگر میّتی روی زمین نمانده تا دفن شود. در اینجا سقوط امر از فعلیت، به دلیل انعدام موضوع است.
مقصود آنکه، به عقیدۀ محقق ایروانی، واجبات توصّلی، واجباتی هستند که امکان انعدام موضوعشان از طریق غیر امر وجود دارد، در نتیجه لازم نیست حتماً امر امتثال شود تا این تکالیف ساقط شوند؛ با انعدام موضوع نیز این تکالیف ساقط میشوند.