دو تفسیر مختلف از آیه شریفه «لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُون»
قرآن کریم میفرماید: ﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُون * كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُون﴾[1]
این آیه به دو شکل تفسیر شده است:
- چرا کاری را که قصد ندارید انجام دهید، میگویید انجام میدهم؟ بر اساس این تفسیر، آیه به معنای «لم تقولون أنی فاعل ما لستم بصدد فعله» است.
- چرا دیگران را به کاری امر میکنید که خودتان آن را انجام نمیدهید؟ طبق این تفسیر، شرط امر به معروف این است که خودِ آمر نیز به آن عمل کند.
تحلیل و نقد دو تفسیر
به نظر میرسد دو تفسیر ذکرشده، ناسخ هم هستند و نمیتوان معنای جامعی برای آنها در نظر گرفت.
در تفسیر دوم، این اشکال مطرح میشود که قطعاً شرط امر به معروف، فاعل بودن آمر نیست.
بنابراین، اگر تفسیر دوم را بپذیریم، باید آن را ارشاد به حکم عقل بدانیم. یعنی خداوند میخواهد بفرماید شما که دیگران را امر به معروف میکنید، خودتان نیز عمل کنید («اعملوا بما أمرتم الناس به»؛ «اطیعوا الله بما تأمرون به غیرکم»). در این صورت، آیه بیانگر یک حکم الزامی مستقل نیست، بلکه تأکیدکنندۀ همان الزاماتی است که در مواضع دیگر ثابت شدهاند و میگوید همانطور که دیگران را به کاری امر میکنید، خود را نیز مأمور به آن بدانید. طبق این معنا، آیه با بحث عمل به وعده ارتباطی نخواهد داشت و برقراری این ارتباط بسیار دشوار است.
بررسی ارتباط آیه با مسئله «خلف وعده»
معمولاً نظارت آیه بر معنای نخست را مسلم میپندارند و از این جهت بحث میکنند که آیا آیه شامل خلف وعده نیز میشود یا خیر.
افزون بر آنکه بر فرض شمول آیه، مفاد آن این نیست که «چرا چیزی را میگویید که در آینده خارجا محقق نخواهد شد»؛ بلکه مفادش این است که «چرا چیزی را میگویید که اکنون قصد ندارید آن را در آینده انجام دهید؟» («لم تقولون ما لا تریدون أن تفعلوا»). این بحثی دیگر است و تنها بخشی از بحث ما را در بر میگیرد.
از همین روست که محقق اردبیلی در مجمع الفائدة میفرماید این آیه تنها اثباتکننده حرمت خلف وعده در جایی است که از ابتدا قصد عمل به آن وجود نداشته باشد.
البته، حتی فارغ از این آیه، ممکن است گفته شود که اگر وعده از مقوله اخبار باشد، در صورت نبود قصد انجام عمل، مصداق کذب است؛ و اگر از مقوله انشاء باشد، مانند توریه است که بنا بر حرمت آن، ممکن است خلف وعده را نیز حرام بدانیم.
نتیجهگیری: منشأ اصلی وجوب وفای به وعده
بنابراین، اصلیترین دلیل برای وجوب عمل به وعده، آیات نیستند، بلکه روایات خاصی هستند که بهصراحت به وفای به عهد بعث کردهاند.
بر اساس جلسه ۵۴
۱۲ آذر ۱۴۰۳
سوره صف، آیات ۲و ۳ ↩︎