تفاوت پدیده تضمین با کنایه

:speaking_head: کنایه: دو اصطلاح و تعریف انتخابی

برای کنایه دو اصطلاح وجود دارد:

  • در یک اصطلاح، کنایه به مواردی همچون «زید کثیر الرماد» گفته می‌شود که در حقیقت از قبیل مجاز در جمله است و نام کنایه را بر آن نهادن صحیح نیست.
  • اصطلاح دیگری که ما برای کنایه در نظر داریم، مربوط به مواردی است که گوینده لفظی را به کار می‌برد و قصد دارد از معنای آن عبور نموده و معنای دیگری را نیز به مخاطب منتقل کند.

:alarm_clock: مثالی برای معنی دوم کنایه: «ساعت ۷ صبح است»

برای مثال گاهی پدری فرزندش را مخاطب قرار داده و می‌گوید: «ساعت، ۷ صبح است» ولی مقصود پدر صرفا اعلام ساعت نیست بلکه قصد دارد از آن عبور نموده و به فرزندش تفهیم کند مدرسه‌ات دیر شده است یا آن قراری که ساعت ۷ داشتی دیر شده است. :man_running:

همانطور که پیدا است در این مثال، گوینده قصد افهام معنای واژگان را دارد ولی به دلیل تلازمی که معنای اصولی واژگان با یک معنای دیگر دارد، مقصود نهایی متکلم معنای دومی است که قرار است به مخاطب تفهیم شود. این اصطلاحا کنایه نامیده می‌شود.

:brain: قضیه ملفوظه خارجیه، قضیه ملفوظه ذهنیه و قضیه معقوله

سابقا این نکته را متذکر شدیم که ما با سه قضیه روبرو هستیم:

  1. قضیه ملفوظه خارجیه: قضیه‌ای است که توسط متکلم ایجاد می‌شود خواه بر زبان جاری ‌شود و یا بر قلم جاری ‌شود.
  2. قضیه ملفوظه ذهنیه: قضیه‌ای است که هدف از کاربست قضیه ملفوظه است. متکلم قضیه ملفوظه خارجیه را به منظور منتقل نمودن الفاظ به ذهن مخاطب ایجاد نموده است که در عالم ذهن مخاطب به قضیه ملفوظه ذهنیه تبدیل شود. البته این قضیه ذهنیه در پیش از تکلم در ذهن خود گوینده نیز وجود داشته است ولی فعلا به قضیه ملفوظه ذهنیه متکلم کاری نداریم.
  3. قضیه معقوله: مرحله سوم قضایا است. قضیه ملفوظه خارجیه دلالت دارد بر قضیه ملفوظه ذهنیه؛ یعنی با تلفظ قضیه ملفوظه خارجیه یا نوشتن آن بر کاغذ، الفاظ آن در ذهن مخاطب نقش بسته و قضیه ملفوظه ذهنیه سامان می‌یابد؛ لذا قضیه ملفوظه ذهنیه معلول قضیه ملفوظه خارجیه است.

همین ارتباط بین قضیه ملفوظه ذهنیه و قضیه معقوله نیز برقرار است یعنی قضیه ملفوظه ذهنیه دلالت دارد بر قضیه معقوله.

کنایه و تمایز آن با تضمین ↔️

باید دانست در پدیده کنایه، معنای کنایی مربوط به هیچ یک از مراحل نامبرده نیست بلکه پس از سامان یافتن تمام این مراحل سه‌گانه، معنای کنایی رخ می‌نماید.

در مثال «ساعت، ۷ صبح است»، قضیه ملفوظه خارجیه تحقق یافته و به تبع آن لفظ «ساعت» و سایر الفاظ قضیه، در ذهن مخاطب نقش می‌بندد و سپس معنای این الفاظ درک می‌شوند و مخاطب متوجه می‌شود ساعت ۷ است. همانطور که پیدا است در هیچ یک از این مراحل، کنایه رخ نداده است.

ولی از آن رو که قضیه معقوله مزبور، با یک قضیه معقوله دیگر در تلازم است، یک قضیه معقوله دیگر شکل می‌گیرد که لزوما ارتباطی به متکلم ندارد یعنی ممکن است متکلم قصد تفهیمش را داشته باشد و ممکن است نداشته باشد. وقتی متکلم می‌گوید «ساعت، ۷ صبح است» هر مخاطبی ممکن است به معنای خاصی پی ببرد که بستگی به آن دارد که در ذهن مخاطب، بین قضیه معقوله و چه قضیه‌ای ملازمه برقرار باشد. همچنین ممکن است متکلم قصد تفهیم آن را داشته باشد و ممکن است نداشته باشد؛ بنابراین معنای کنایی اساسا از مراحل دلالت لفظ خارج است.

بحث مثبتات مدلول کلام نیز اعم از هر دو است یعنی لازم نیست کلام متکلم از نظر خود متکلم مثبت فلان مطلب باشد بلکه همین مقدار که در نزد مخاطب مثبت و ملازم با فلان مطلب باشد کافی است.

نکته‌ای که قصد داریم بر آن تاکید کنیم آن است که حتی اگر متکلم بخواهد معنای ملازم را تفهیم کند نیز به هر حال، معنای کنایی مربوط به مرتبه‌ای است که پس از مرحله قضیه معقوله قرار داشته و همین نکته موجب تمایز آن با پدیده تضمین می‌گردد؛ چون تضمین در میانه عملیات است یعنی مربوط به مرحله پیش از شکل‌گیری قضیه معقوله است.

مثال تضمین: «سمع الله لمن حمده»

برای مثال عبارت «سمع الله لمن حمده» گویا به منزله آن است که متکلم گفته است «سمع الله و استجاب لمن حمده» یعنی قضیه معقوله‌ای که قرار است در ذهن مخاطب شکل بگیرد مرکب است از «سمع» و «استجاب».

به بیان روشن‌تر، چنین نیست که نخست معنای «سمع» توسط مخاطب درک شود سپس به دلیل تلازمی که با استجابت دارد، معنای استجابت نیز درک شود.

به بیان سوم، ملازمه‌ای که در پدیده تضمین وجود دارد ملازمه بین تصورات است نه ملازمه بین تصدیقات. «سماع» یک نوع ملازمه با «استجابت» دارد به طوری که وقتی هنوز متکلم کلامش را به پایان نرسانده وقتی از سماع سخن می‌گوید به دلیل تلازمی که با معنای استجابت دارد، در مرحله تصور معنای استجابت نیز شکل می‌گیرد و این مراحل پیش از شکل‌گیری ظهور قضیه معقوله است.

به همین جهت پدیده تضمین، در شکل‌گیری خود قضیه معقوله ایفای نقش می‌کند و قضیه معقوله را به گونه‌ای سامان می‌دهد که افزون بر معنای اول، معنای دوم هم در قضیه معقوله حضور داشته باشد و معنای دوم نیز قسمتی از جمله است نه تمام جمله؛ (بر خلاف کنایه که پس از پایان یافتن تمام مراحل است).


:spiral_calendar: جلسه ۸۴ مورخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۲