میان وجوب کفایی و وجوب تخییری، یک تفاوت روشن وجود دارد، چون در وجوب تخییری، برخی ادعا نمودند بر فرض ترک همه عِدلها، بالوجدان یک عقاب بیشتر در کار نیست، که البته ما این ادعا را نپذیرفتیم و به تعدد عقاب ملتزم شدیم، ولی در وجوب کفائی دیگر تعدّد عقاب تقریباً روشن است و سائر اندیشمندان نیز عقاب را متعدد دانستهاند. حال اگر وجوب کفایی را به شخص نامعین متوجه کنید، چگونه میتوان از استحقاق عقوبت شخص نامعین سخن گفت؟! یعنی فارغ از آنکه بعث نمودن شخص نامعین معقول نیست، استحقاق عقاب نیز در مورد شخص نامعین معنا ندارد. استحقاق عقوبت همواره باید به یک شخص معین متوجه شود. استحقاق عقوبت یک امر حقیقی است؛ یا زید به شکل معین استحقاق عقوبت دارد، یا عمرو به شکل معین استحقاق عقوبت دارد، یا هر دوشان استحقاق عقوبت دارند. توجه وجوب کفایی به شخص نامعین، مصحح عقاب هر دو شخص نیست، حالآنکه در وجوب کفایی، بالوجدان استحقاق عقاب برای همه مکلفان ثابت است، و این مطلب نزد اصولیّان نیز تلقی به قبول شده است.
بر اساس جلسه ۹۳
۵ اسفند ۱۴۰۳