تفاوت مواردی که قید قدرت در لسان دلیل اخذ می شود با مواردی که قید قدرت، صرفاً توسط عقل درک می شود

جلسه 102 مورخ 27 فروردین 1404

تفاوت مواردی که قید قدرت در لسان دلیل اخذ می شود با مواردی که قید قدرت، صرفاً توسط عقل درک می شود

تناسبات میان حکم و موضوع، گاه ناشی از ادراکات عقلائی، و گاه ناشی از تعلیلات موجود در خطابات شرع است. این تناسبات سبب می‌شود برای عرف این ذهنیّت شکل بگیرد که در نوع تکالیف، ملاکاتی وجود دارد که قدرت در آن دخالت ندارد.

باید دانست، این ادراک عرفی، ارتباطی به ذکر کردن یا ذکر نکردن قید قدرت در لسان دلیل ندارد. ذکر شدن قید قدرت در لسان دلیل، بدان معنا نیست که قدرت در ملاک تکلیف دخالت داشته است. علّت ذکر شدن قید قدرت در لسان دلیل، می‌تواند به منظور اظهار لطف نسبت به مکلّف باشد. برای مثال، وقتی گفته می‌شود «اگر می‌توانی، مشکل مرا حلّ کن» ذکر شدن قید «اگر می‌توانی»، طلب را با نوعی ادب همراه می‌کند، بر خلاف جایی که به شکل مطلق گفته می‌شود «مشکل مرا حلّ کن» که با نوعی تحکّم همراه است.

شخص گدا، یک بار می‌گوید «به من کمک کنید» و یک بار می‌گوید «اگر می‌توانید به من کمک کنید». جملۀ دوم با ادب و احترام بیشتری نسبت به جملۀ اول همراه است، هر چند در هر دو جمله، قدرت داشتن مخاطب، عقلاً در تکلیف قید شده است و این مقدارش نیاز به ذکر ندارد.

در زبان حال امیر المؤمنین در خطاب به حضرت زهرا سلام الله علیهما گفته می‌شود «اگر می‌توانی، نرو»؛ این «اگر می‌توانی» یک نوع اظهار لطف و احترام به مخاطب است.

کوتاه‌سخن آن‌که، هر چند احیاناً اخذ نمودن قید قدرت در کلام، می‌تواند ناشی از دخالت آن در ملاک باشد، ولی همواره چنین نیست که ذکر قدرت در موضوع حکم، به این منظور باشد. تناسبات میان حکم و موضوعی که در اثر ادراکات عقلائی یا ادراکات حاصل از ادلۀ شرعی، برای عرف حاصل می‌شود، تعیین می‌کند که ملاک تکلیف مورد نظر، در ظرف عجز ثابت است یا خیر.