به نظر میرسد همان تحلیلی که در تفاوت بین «یحب الله» و «لا یحب الله» ارائه نمودیم، بر «ینبغی» و «لا ینبغی» نیز قابل تطبیق است.
تحلیل مفاد «یحب الله» و «لا یحب الله»
در جلسات سابق گفتیم «یحب الله» به معنای استحباب است چون همانطور که گذشت، مفاد اطلاقی محبت، محبتی است که غالب باشد نه مغلوب. وقتی گفته میشود «فلان عمل، در نزد خدا محبوب است» به معنای آن است که خداوند نسبت به این عمل محبت دارد؛ آن هم محبتی که از مصلحت غالبه نشأت یافته است. اگر محبت، ناشی از مصلحتی باشد که در مقایسه با مفاسد، مغلوب است، نمیتوان به شکل مطلق گفت «فلان عمل محبوب است». در صورت مغلوب بودن مصلحت، باید برای آن قرینه آورد، در نتیجه اگر متکلم کلام را مطلق بگذارد و هیچ قرینهای نیاورد، اطلاق کلام اقتضا میکند مقصود از محبّت، محبت ناشی از مصلحت غالبه باشد.
بله، مفاد وضعی محبت در لغت، اعم از آن است که مصلحت مورد نظر، مغلوب باشد یا غالب. در نتیجه «لا یحب الله» به معنای آن خواهد بود که مفاد وضعی محبّت در مورد این شیء وجود ندارد؛ یعنی این شیء، هیچگونه محبتی و مصلحتی بدان تعلق نگرفته، خواه غالبه که سبب استحباب یا وجوب میشود و خواه مغلوبه که سبب کراهت یا اباحه میشود. وقتی چنین شد، حکمش در حرمت متعین میشود. مقصودمان از مصلحت، میزان مصلحتی است که جلوی تحریم را میگیرد. وقتی چنین مصلحتی نفی شد، حرمت اثبات میشود.
تطبیق تحلیل بر «ینبغی» و «لا ینبغی»
همین بیان، در «ینبغی» و «لا ینبغی» نیز قابل ذکر است.
دو تحلیل اساسی برای بیان تفاوت بین «ینبغی» و «لا ینبغی»
کوتاهسخن آنکه، برای تحلیل تفاوت «ینبغی» و «لا ینبغی» دو تحلیل قابل ارائه است.
تحلیل برگرفته از کلمات آیت الله شبیری (مطابق قانون بودن)
یک تحلیل، همان است که از مجموع کلمات آیت الله والد برداشت نموده و آن را بیان کردیم. البته ایشان، مطلب مزبور را صراحتا بیان نفرمودند. آن مقداری که ایشان بیان فرمودند، آن است که «ینبغی أن یفعل کذا» یعنی آن عمل مطابق قاعده و قانون است. مصحح مطابق قانون بودن در عبادیات، آن است که واجب یا مستحب باشد. و در سوی مقابل، «لا ینبغی» به معنای مطابق با قانون نبودن است که حرمت عمل را افاده میکند.
تحلیل مختار (جنبه ارزشی داشتن)
تحلیل دوم، تحلیلی است که ما ارائه نمودیم. طبق تحلیل آیت الله والد، «ینبغی» و «لا ینبغی» یک تعبیر ارزشی به شمار نمیرود؛ ولی به باور ما، طبق آنچه از لغت استفاده میشود و در حال حاضر ما از این تعبیر استظهار میکنیم، این تعبیر، دارای جنبه ارزشی است.
کاربرد «ینبغی» در امور تکوینی و آرایه جانبخشی
البته همانطور که اشاره شد، حتی اگر این تعبیر را یک تعبیر ارزشی قلمداد کنیم، کاربردش در امور تکوینی با اشکال روبرو خواهد شد؛ بدینسان که امر تکوینی را همچون فاعل مختار در نظر گرفته و ادعا میکنیم شایسته نیست فلان عمل را انجام دهد. برای مثال، در آیه ﴿لاَ الشَّمْسُ يَنْبَغي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ﴾ گویا خورشید را بهسان فاعل مختاری درنظر گرفتهایم که بر وی شایسته نیست ماه را دریابد؛ گویا خورشید نباید چنین کاری کند و بر وی حرام است چنین عملی از او سر بزند. در اصطلاح ادبیات فارسی، یک نوع جانبخشی در این عبارت رخ داده است.
جلسه ۳۹ مورخ ۱۹ آبان ۱۴۰۳