جلسۀ92 مورخ 14 اسفند 1402
تغییر و تطوّر معنای واژگان و خلط بین آنها
بدین مناسبت بد نیست نکتهای را متذکر شویم. با ورود منطق یونان به زبان عربی، یک سری از مفاهیم در منطق یونان وجود داشت که مترجمان آن، ناگزیر به هنگام ترجمه از الفاظی بهره میبردند که معنای اصلیشان با معنای مصطلح منطقی فاصله داشت. این دوگانگی سبب ایجاد فاصله بین معنای اصلی و معانی اصطلاحی واژگان شده و احیاناً خلط بین اینها را به دنبال داشته است.
برای مثال، واژۀ سعادت و شفاوت، در اصطلاح کنونی به معنای بدبخت و خوشبخت شدن است. سعادت یعنی خوشبختی و به کمال رسیدن و شقاوت یعنی بدبختی و بیچارگی. ولی ظاهراً در اصل لغت نه سعادت به این معناست، و نه شقاوت؛ بنابراین معلوم نیست «السعید، سعیدٌ فی بطن امه، و الشقیّ شقیٌّ فی بطن امه»به معنایی باشد که ما در زمان کنونی از آن درک میکنیم. برای مثال خداوند در سورۀ مبارکۀ طه میفرماید:
﴿بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ * طه (1) ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى (2)﴾ «تشقی» یعنی به زحمت افتادن. در عربی بین افعال معتل اللام و افعال مضاعف ارتباط معنوی وجود دارد و اصطلاحاً از باب اشتقاق کبیر است. «تَظَنّن» و «تَظَنّی» که گاهی اوقات به هم تبدیل میشوند؛ تشقیٰ با تَشُقْ نیز ارتباط معنوی دارند. خداوند میفرماید ای پیامبر، ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که در مشقّت بیافتی. «السعید، سعیدٌ فی بطن امه، و الشقی شقیٌّ فی بطن امه»نیز ممکن است ناظر به چنین نکاتی باشد یعنی میگوید از همان زمانی که افراد در شکم مادرشان هستند، اینکه اینها زندگیشان سخت خواهد بود یا زندگیشان راحت خواهد بود، از همان موقع شکل میگیرد. به بیان دیگر، سعادت و شقاوت به معنای آن نیست که انسانها روز قیامت آدم خوبی هستند یا آدم بدی هستند؛ یعنی جنبۀ ارزشی معنوی ندارد بلکه جنبۀ ارزش مادی دارد. کسی که در عالم دنیا بیمار است، از همان شکم مادرش این بیماری همراهش بوده است و آن کسی که در عالم دنیا سالم است، در همان شکم مادر سلامتی همراهش بوده است. پس ناظر به خوب و بدن بودن نیست بلکه ناظر به زندگی راحت و کامروایی دنیوی و ناکامی دنیوی است. کسانی که در دنیا کامروا هستند در شکم مادرشان این سرنوشت برایشان معلوم بوده است و کسانی که ناکام هستند، از همان زمان معلوم بوده است پس ارتباطی با خوب و بد بودن اشخاص ندارد. سعادت و شقاوت در اصطلاح منطقی و فلسفی، به جنبههای معنوی نظارت دارد چون نگاه فلسفی با فاصله گرفتن از عالم مادّه همراه است. این مفهوم فلسفی سبب تغییر معنای این واژگان و خلط بین بین معنای اصطلاحی و معنای اصلی شده است.
بله گاهی اوقات آیات قرآن میخواهد این التفات را به ما بدهد که آن چیزی که واقعا کامروایی است، کامروایی در این دنیا نیست؛ کامروایی در آخرت است. این یک نوع توسعۀ مفهومی است و میخواهد بگوید شما باید از ظاهر عبور کنید و به باطن برسید. ما میگوییم کامروا کسی نیست که در دنیا کامروا باشد؛ کامروا کسی است که در آخرت کامروا باشد. «السعید سعید الآخرة لا سعید الدنیا» اشاره به همین نکته است که اگر کسی فکر کند، متوجه میشود، کامروایی موقت، با کامروایی ابدی قابل مقایسه نیست. اصل کامروایی مفهومی است که انصراف به کامروایی دنیایی دارد ولی بر خلاف این انصراف اشاره میکند که آن چیزی که مهم است کامروایی اخروی است.
تفسير نور الثقلين / ج2 / 18 / … ص : 15
تفسير نور الثقلين / ج2 / 18 / … ص : 15