تعیین دقیق مدلول ثانوی جملات خبری به‌کاررفته در مقام انشای طلب

مقدمه: ذکر چند جمله و تطبیق صدق و کذب بر آن :thinking:

بدین سه جمله بنگرید:

  • «أنت ذاهبٌ» . در این جمله، متکلم از رفتن مخاطب خبر می‌دهد. اگر مخاطب در حال رفتن باشد، این جمله، صادق است و اگر در حال رفتن نباشد، کاذب است.
  • «إذهب» . این جمله، انشائی است و اساساً صدق و کذب ندارد.
  • «ذهابّک مطلوب عندی» . این جمله نیز همچون جمله اول، خبری است و صدق و کذب بردار است ولی صدق و کذب ش، به ملاحظه ذهاب و عدم ذهاب خارجی مخاطب نیست چون اساساً متکلم از رفتن خارجی خبر نداده است. متکلم در این جمله، از مطلوبیت ذهاب خبر داده است که یک امر درونی است نه یک امر خارجی؛ در نتیجه صدق و کذب ش نیز تابع واقعیت داشتن این امر درونی است. اگر در درون متکلم، واقعاً طلب وجود داشته باشد، این جمله صادق است و الا کاذب خواهد بود.

:thinking: با عنایت به این نکته مقدماتی، آنگاه که متکلم تعبیر «تغتسل» را به کار می‌برد، و هدفش آن است که مخاطب برود و غسل انجام دهد، مفاد این جمله، همانند کدامیک از جملات سه گانه‌ای است که ذکر شد؟

دیدگاه محقق خراسانی در مورد «تغتسل» و تعیین مراد تفهیمی در آن :face_with_monocle:

محقق خراسانی فرمودند مراد استعمالی «تغتسل» آن است که «تو غسل می‌کنی». تا اینجا قصد نداریم به فرمایش محقق خراسانی اشکال کنیم. پرسش آن است که آن معنای دیگری که محقق خراسانی آن را داعی نامیدند و ما آن را مراد تفهیمی نامیدیم، شبیه کدامین جمله از جملات سه گانه‌ای است که پیشتر ذکر نمودیم؟ به سخن دیگر، پس از عبور از مدلول استعمالی «تغتسل»، باید دید مدلول دوم «تغتسل» چیست؟ آیا مدلول دوم ش، افهام «إغتسل» است، یا افهام «اغتسالک مطلوب عندی» ؟

بیان احتمالات در مراد تفهیمی «تغتسل»

احتمال اول: کارکرد انشائی :writing_hand:

یک احتمال آن است که بگوییم «تغتسل» آنگاه که در مقام طلب به کار می‌رود، کارکردی همچون کارکرد «إغتسل» دارد که مفادش بعث و انشای طلب است. یعنی هر چند مدلول استعمالی «تغتسل»، همچون جمله اول از جملات سه گانه است، ولی مدلول تفهیمی آن، همچون جمله دوم از جملات سه گانه است. اگر چنین شد، «تغتسل» دیگر صدق و کذب ندارد چون انشای بعث ، صدق و کذب بر نمی‌دارد.

احتمال دوم: کارکرد اخباری از نفس متکلم :brain:

احتمال دیگر آن است که بگوییم «تغتسل» آنگاه که در مقام طلب به کار می‌رود، کارکردی همچون کارکرد «اغتسالک مطلوب عندی» دارد. در این صورت، «تغتسل» صدق و کذب بردار است ولی صدق و کذبش به اعتبار تحقق غسل در خارج نیست، بلکه به اعتبار تحقق طلب در درون متکلم است. اگر آن طلب نفسانی ، در درون متکلم تحقق داشته باشد، این جمله صادق ، و اگر تحقق نداشته باشد، کاذب خواهد شد.

پرسش نهایی :thinking::red_question_mark:

پرسش آن است که وقتی گفته می‌شود «تغتسل»، آیا افزون بر کارکرد اخباری ، یک کارکرد انشائی و ایجادی نیز به این واژه داده شده است؟ یا کارکرد دوم آن نیز همچون کارکرد اصلی‌اش، اخباری است؟ البته اگر کارکرد دوم ش اخباری باشد، اخبار از خارج نیست، بلکه اخبار از نفس متکلم است.

نتیجه‌گیری :white_check_mark:

به نظر می‌رسد وجداناً کارکرد دوم آن نیز اخباری است. اگر تحلیل محقق خراسانی را بپذیریم باید کارکرد دوم را نیز اخباری بدانیم. بدین ترتیب، ما می‌گوییم این فعل در خارج محقق شده است، به منظور این‌که بگوییم این فعل در نزد من مطلوب است. پس مدلول اصلی که لفظ در آن استعمال شده، اخبار است، و مدلول دوم نیز اخبار است نه آن‌که مدلول دوم ، از سنخ انشاء باشد.


:books: جلسه ۲۷ مورخ ۱ آبان ۱۴۰۳

عرض سلام و ادب

به نظر می رسد که این مطلب باید با مراجعه به استعمالات این سنخ عبارات در روایات بررسی شود، که اگر تبادر در انشاء داشته باشد که ظاهرا چنین تبادری نسبت به استعمال جملات خبریه در مقام انشاء برای صحت استعمال وجود دارد.
در مرحله بعد باید ببنیم آیا در عرف موالی و عبید، وقتی مولی جملات خبریه در مقام طلب می گوید، با توجه به اینکه این کلام از مولی شرعی در مقام تشریع صادر شده است، روشن نیست فقط در مقام اخبار از مطلق مطلوبیت در نزد مولی باشد، بلکه بعید نیست که در مقام انشاء باشد و همان معنای دوم مذکور در کلام استاد مورد نظر باشد و خلافش که صرف مطلوبیت است نیاز به قرینه دارد.

مگر کسی مبنایی مانند مرحوم محقق بروجردی در بحث ادله شرعی داشته باشد، که اوامر شرعی مولی را ارشاد به ما حکم الله بداند که در این صورت این جمله هم اخبار خواهد بود، و الا با توجه به مبنای مشهور در اوامر که اصل بر مولویت است، این برداشت تمام نخواهد بود.

بلکه اگر بحث مولویت وجود نداشته باشد و از شخصی بدون مولویت نسبت به دیگری چنین کلامی صادر شود، در اینجا اگر قرینه نباشد، بعید نیست که دلالت بر محبوبیت آن فعل در نزد متکلم کند.