تعلق تکلیف به ایجاد یا وجود؟ تبیین در پرتو تمایز وجود به مفاد «کان» و «صار»

:stop_sign: اشکال معروف بر تعلق طلب به ایجاد و عدم تعلق آن به وجود

در مباحث اصولی، این ادعا که طلب به ایجاد تعلق می‌گیرد و به وجود تعلق نمی‌گیرد، با یک اشکال معروف روبرو شده است:

اشکال: ایجاد و وجود، حقیقتاً یکی هستند و تنها اعتباراً متعدد؛ بنابراین، وقتی این دو دارای وحدت حقیقی هستند، منطقی نیست که گفته شود طلب به یکی تعلق می‌یابد و از دیگری نفی شود.

:key: تحلیل کلیدی: تفکیک معنایی «وجود» (کان و صَار)

به نظر می‌رسد اصل این اشکال، ناشی از تفکیک نکردن میان دو معنای کلیدی کلمه «وجود» است:

  1. وجود به مفاد «کان»: به معنای موجود بودن.
  2. وجود به مفاد «صَار»: به معنای موجود شدن.

بررسی وحدت ایجاد و وجود (در معنای صیرورت)

اگر وجود را به معنای موجود شدن (مفاد صَار) در نظر بگیریم، در این صورت:

  • ایجاد (موجود کردن) با موجود شدن در خارج یکی است و تفاوتشان تنها در نحوه لحاظ است.
    • اگر نسبت این پدیده خارجی را با موجِد در نظر بگیریم، «موجود کردن» خوانده می‌شود.
    • اگر نسبتش را با موجَد لحاظ کنیم، «موجود شدن» خوانده می‌شود.

نتیجه: طبق این تحلیل، بله؛ تعلق طلب به ایجاد، همان تعلق طلب به وجود است و اشکال وحدت حقیقی وارد خواهد بود.

:light_bulb: رفع اشکال با تفکیک (مقصود قائلین به عدم تعلق طلب به وجود)

به نظر می‌رسد کسانی که از عدم تعلق طلب به وجود سخن گفته‌اند، مقصودشان از وجود، معنای موجود بودن (که دارای مفاد کان است) بوده است.

:bullseye: راهکار نهایی: تمرکز بر مفاد «صَار» (بیان دقیق متعلق طلب)

پیشنهاد نهایی برای رفع این سردرگمی و رهزن نبودن مباحث، این است که اساساً پای تعابیری همچون «ایجاد» و «وجود» را به بحث باز نکنیم، زیرا این تعابیر رهزن هستند و بحث را به بیراهه می‌برند.

بیان دقیق متعلق طلب:

طلب به وجود به مفاد «کان» تعلق نمی‌گیرد، بلکه به وجود به مفاد «صَار» تعلق می‌گیرد.

این بیان، متین و قابل دفاع است. اگر این تفکیک میان دو معنای وجود صورت گیرد، دیگر استفاده از تعبیر ایجاد و وجود «اکل از قفا» خواهد بود و نیازی به آن وجود نخواهد داشت.

:white_check_mark: نتیجه‌گیری: ماهیت صیرورت تکلیف (تبدیل حالت فرضی)

بنابراین، متعلق امر و نهی، صیرورت و تبدیل موضوع از حالتی به حالت دیگر است.

  • در امر: متعلق بر فرض نبود امر، معدوم است و امر می‌خواهد این عدم فرضی را به وجود عینی تبدیل کند.
  • در نهی: متعلق بر فرض نبود نهی، موجود است و نهی می‌خواهد این وجود فرضی را به عالم نیستی سوق دهد (و آن را معدوم کند).

تذکر: حرکت غیرواقعی

باید دانست که مقصود از حرکت مکلف از حالتی به حالت دیگر، حرکت واقعی نیست، بلکه مقصود تبدیل حالت مفروض به حالت مخالف عینی است:

  • در امر: عدم مفروض متعلق، به وجود عینی متعلق تغییر حالت می‌دهد.
  • در نهی: وجود مفروض متعلق، به عدم واقعی آن تغییر حالت می‌دهد.

:books: بر اساس جلسه ۷۴
:date: ۱۹ دی ۱۴۰۳