حدیث مسواک و قدمت استعمال آن
حدیث «لَوْ لَا أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِي لَأَمَرْتُهُمْ بِالسِّوَاكِ عِنْدَ وُضُوءِ كُلِّ صَلَاةٍ »[1] یک حدیث قدیمی است، که بر اساس تحقیق انجام شده توسط برخی از حاضرین در جلسه، قدیمیترین استعمال این تعبیر در کتاب الزهد ابن مبارک وارد شده است که مربوط به قرن دوم است.
دوره اصالت لغت عربی (قرن دوم)
این دوره، دوره ای است که کلمات عرب، اصالت خود را از دست نداده و قابلیت استناد داشته است. ابن مبارک مربوط به سال ۱۸۱ است؛ و مالک ۱۷۹ است؛ این ها معاصرند.
پرسش و پاسخ در مورد قدمت نقل حدیث
شاگرد: مالک فقط به روایت لیثی حدیث مزبور را نقل نموده و لیثی متوفای قرن چهارم است.
استاد: به هر حال آن دوره ها، دوره هایی است که هنوز بحث های فلسفی و اصطلاحات یونانی و مانند آن، به لغت عرب وارد نشده است. یعنی به طور طبیعی اگر مثلا ابن مبارک برای سال ۱۸۱ باشد، و مالک برای سال ۱۷۹ باشد، چه بسا مثلا این نقلیات برای ۲۰ سال قبلش باشد. البته شروع نگارش الموطأ مالک مربوط به حدود ۱۴۹ بوده و از زمانی است که داستان محمد نفس زکیه پیش آمده بوده. یعنی بعد از سال ۱۴۵ بوده ولی عرضه اش تا حدود ۱۶۰ بوده است. در آن زمان هنوز بحث های فلسفی و اصطلاحات یونانی و مانند آن شایع نبوده است.
نقش ترجمه های یونانی در تغییر لغت عربی
عمده بحث های فلسفی و مانند آن مربوط به دوره هارون است که ترجمه زبان بیگانه وارد کلام عرب شده است. مثلا هشام بن حکم رد بر ارسطالیس دارد. یعنی به طور متعارف امثال کتاب الزهد ابن مبارک ، اگر مثلاً برای سال ۱۸۰ باشد که البته تاریخ دقیقش را نمیدانم و نمیدانم قرائنی بر تعیین تاریخش هست یا نه یا کتاب الموطأ مالک که مربوط به سال ۱۶۰ است، در آن دوره ها، لغت عرب تغییر اساسی نکرده است. آنچه سبب تغییر جدی در لغت عرب شده، ورود ترجمه های یونانی به لغت عرب بوده است. ورود این مطالب جدید، سبب پیدایش فرهنگ جدید و روایات جدید در میان عرب شده است.
بررسی یکپارچگی لغت عربی در مناطق مختلف
شاگرد: آیا لغت عرب یکپارچه بوده؛ شاید عراق با عربستان، فرق داشته باشد؟
استاد: فی الجمله فرق هست ولی فرقش جدی نیست. البته بعدها فرق ها جدی شده است. مثلاً در حاشیه کتاب نشوار المحاضره آمده است که میگوید «لغة بغدادیة ». مصحح این کتاب هر کسی که هست گاهی در حاشیه تعبیر «لغة بغدادیة » و مانند آن را به کار میبرد. نشوار المحاضره نوشته قاضی تنوخی متوفای ۳۸۴ است. در آن دوره، بغداد خصوصاً به دلیل مرکزیتی که داشته و از مناطق مختلف به آنجا میآمدند، دارای فرهنگ، ادبیات و اصطلاحات خاص بوده است. ولی در مناطق دیگر تغییرات چندان جدی نیستند.
دوره های اصالت استعمالات (شهرنشینان و بیابان نشینان)
در اقتراح سیوطی یا حدائق الندیة مرحوم سید علی خان این مطلب آمده است که استعمالات عرب شهرنشین تا پایان قرن دوم ، اصیل بوده و در بحث های لغوی و نحوی و مانند آن قابل استناد است؛ اما استعمالات عرب بیابان نشین تا پایان قرن چهارم دست نخورده بوده و قابل استناد است.
آغاز تغییرات اساسی و تلاش لغت شناسان
بدین ترتیب دوره تغییر اساسی ادبیات عرب ، مربوط به حوالی سال ۲۰۰ است و مثلاً میتوان آغاز این تغییرات را حدود سال ۱۷۰ دانست. اشخاصی همچون هشام ، از همان آغاز در جریان این تغییرات هستند ولی تا این جریان، به تغییر اساسی و جدی در لغت بیانجامد، چه بسا ۳۰-۲۰ سال به طول بیانجامد. همین نکته سبب شده، لغتشناسانی که بین قرن دوم تا چهارم میزیستند برای درک معانی لغات، در میان بادیهنشینان رفته و حتی گاهی زن بادیهنشین میگرفتند تا بتوانند لغت اصیل عرب را به دست بیاورند.
جلسه ۱۱۴ مورخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳
من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۵۵، ح۱۲۳. ↩︎