جلسۀ 10 آذر 1386
تحلیل و توجیه تمسک مرحوم آخوند به اطلاق در معانی حرفیه
یکی از استدلالهایی که برای ثبوت مفهوم برای جملۀ شرطیه بیان شده، اطلاق ادوات است.
مرحوم آخوند در اشکال به این تقریب فرموده است، ادوات شرط، معنای حرفی دارند و ازآنرو که معانی حرفیه، ملحوظ آلی هستند، و مستقلاً لحاظ نمیشوند، اطلاق و مقدمات حکمت نیز در آنها جاری نمیشود.
برخی اندیشمندان، اشکال مرحوم آخوند را به کلام ایشان در دلالت امر بر وجوب نقض کردهاند، چون صیغۀ امر نیز، از معانی حرفیه قلمداد میشود، با این حال مرحوم آخوند، جریان اطلاق و مقدمات حکمت در صیغۀ امر، برای دلالتش بر وجوب، آنهم وجوب عینی تعیینی نفسی را صحیح شمرده است.
پرسش آن است که وقتی مرحوم آخوند، جریان اطلاق و مقدمات حکمت در معانی حرفیه را قبول ندارد، ازچهرو دلالت اطلاقی صیغۀ امر را پذیرفته است؟
در پاسخ میتوان گفت، چندان روشن نیست، مقصود مرحوم آخوند از دلالت اطلاقی صیغۀ امر، جریان مقدمات حکمت در خود صیغۀ امر باشد. چهبسا مراد ایشان از اطلاق، اطلاق مقامی باشد. چون حتی اگر متکلم نتواند با خود صیغۀ امر، در مقام بیان وجوب برآید؛ بهر حال در ادامۀ همان جمله یا در قالب جملۀ منفصل، میتواند بیان کند امرش وجوبی بوده یا ندبی. پس تردیدی وجود ندارد که حتی اگر اطلاق لفظی ممکن نباشد، اطلاق مقامی ممکن است و همان نتیجه را به اثبات میرساند. در کلام مرحوم آخوند نیز اشاراتی به اطلاق مقامی صیغۀ امر صورت گرفته است ولی چندان بر آن تکیه نشده است.
باری، حتّی اگر اشکال مرحوم آخوند به عدم جریان مقدمات حکم در ادوات شرط را بپذیریم، اطلاق مقامی میتواند جایگزین اطلاق لفظی شود و همان نتیجه را به ارمغان بیاورد. پس اشکال مرحوم آخوند به اطلاق جملۀ شرطیه، به سادگی پاسخ داده میشود.
شبیه این بحث، در واجب مطلق و مشروط نیز مطرح است. مرحوم شیخ انصاری، این اشکال را مطرح کردهاند که صیغۀ امر، دارای معنای حرفی است و ازآنرو که معانی حرفیه، معانی جزئیه هستند، اطلاق در آنها جاری نمیشود؛ پس نمیتوان با تمسک به اطلاق صیغۀ امر، مشروط بودن وجوب را نفی کرد.
پاسخی که خود مرحوم آخوند نیز در آنجا اشاره کرده، تمسک به اطلاق مقامی است.
بنابراین، اشکال عدم جریان مقدمات حکمت در معانی حرفیه، اساساً یک اشکال جدّی نبوده و به سادگی میتوان به آن پاسخ داد.