به نظر میرسد چالشهای موجود در مبحث جبر و اختیار، پاسخهای صرفاً عقلی ندارد، بلکه پاسخ وجدانی دارند. در این مسئله با دو ساحت وجدانی مواجه هستیم:
- از یک سو، برخورداری انسان از اراده و اختیار، امری وجدانی و بداهتیافته است؛
- از سوی دیگر، ضرورتِ استناد نهایی تمام امور و پدیدهها به باریتعالی نیز نزد عقل، مبرهن و به یک معنا وجدانی تلقی میشود.
تبیین عجز عقل از تحلیل کیفیت جمع میان اختیار بنده و اراده الهی
دشواری اصلی در این مقام، ناتوانی عقل از ارائه تحلیلی روشن پیرامون چگونگی جمع میان این دو یافته وجدانی است. به بیان دیگر، عقل در تبیین این پرسش که چگونه یک فعل واحد، همزمان معلول اختیار انسان و معلول اراده الهی است، با چالش مواجه میشود.
مسئله این است که چگونه یک عمل میتواند همزمان هم در دایره مقدورات بنده و هم در حیطه مقدورات خداوند قرار گیرد؛ عقل از پاسخ به این پرسش عاجز است، بدون آنکه این ناتوانی، در اصلِ صحت آن دو درک وجدانی خللی ایجاد کند. در حقیقت، ما به این مقدار ادراک دست یافتهایم که هم مختاریم و هم تمام افعالمان با اراده خداوند محقق میشود، اما از درک نحوه جمع میان این دو ناتوان هستیم.
اثبات وجدانی نظریه «امر بین الامرین» و ابهام در تصویر فنی آن
بنابراین، وجدان ما گواهی میدهد که نه «جبر» صحیح است و نه «تفویض»؛ بلکه حقیقت، همان نظریه «امرٌ بین الأمرین» است. با این حال، باید توجه داشت که هرچند صحت این نظریه برای ما امری وجدانی است، اما تحلیل دقیق و فنیِ چگونگی تحقق آن، فراتر از توان تبیینی عقل ما باقی مانده است.
بر اساس جلسه ۹۸
۲۳ فروردین ۱۴۰۴