تحلیل معنای واژۀ موت و قتل در آیۀ «أفإن مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم

جلسۀ 22 آبان 1386

تحلیل معنای واژۀ موت و قتل در آیۀ «أفإن مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم …»

درآیه«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی‏ أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلی‏ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِی اللَّهُ الشَّاكِرینَ (۱۴۴)»؛ با توجه به انقلاب علی العقب و ارتداد، در صورتی که پیامبر کشته شود ارتداد خیلی طبیعی تر است یعنی ممکن است پیامبر اگر به صورت عادی بمیرد انقلاب علی العقب حاصل نشود، ولی ‌این که کشته شود، کشته شدن او گویا یک نوع غلبه کفار است، و در حقانیّت ‌این دین برای اشخاص ممکن است شبهه حاصل شود.

‌این چه دینی است که پیامبرش باید کشته شود، و دیگران بتوانند پیامبرش را بمیرانند، بدینسان صورت انقلاب علی العقب در صورت قتل پیامبر، یک فرد خفیّ است، اگر به این صورت میگفت « أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی‏ أَعْقابِكُمْ» به مجرّد مرگ انقلاب به عقب ممکن است اتفاق نیفتد، اما انقلاب به عقب در صورت قتل بسیار طبیعی تر بوده و مذمّت آن کمتر است، در‌اینجا می‌‌خواهد بگوید چه پیامبر بمیرد که نباید اصلا انقلاب به عقب کنید چه به قتل برسد که ممکن است تصور شود زمینه برای مرتد شدن وجود دارد در هرحالت نباید انقلاب به عقب داشته باشید، مگر قتل پیغمبر حجّیّت و حقّانیّت پیامبر را از بین میبرد، در‌اینجا با توجه به حکمی‌‌که متفرّع شده است، شمولیت حکم نسبت به صورت قتل خفیّ است، در‌اینجا برای‌اینکه تصریح کند که حکم صورت قتل را هم شامل می‌شود‌این را گفته است.