جلسۀ 5 آذر 1386
تحلیل معنای «لو» شرطیه
دربارۀ «لو» شرطیه بحثهایی وجود دارد. یک بحث آن است که آیا «لو» دالّ بر انتفای شرط است، و این دلالت مستند به وضع «لو» است یا مستند به یک نکتۀ خارجی است؟
استاد معظّم، دراینباره نکات جالب توجهی را گوشزد نمودند:
- اصل دلالت «لو» بر انتفای شرط نزد اندیشمندان، مفروغعنه دانسته شده، و بحث اصلی در این جهت است که دلالت «لو» بر انتفای شرط، مستند به وضع آن است، یا مستند به یک نکتۀ خارجی است.
- ظاهر کلمات نحویها آن است که دلالت «لو» بر انتفای شرط را به وضع مستند دانستهاند، ولی مرحوم شیخ محمدحسین اصفهانی، با ایشان مخالفت نموده و معتقد است، دلالتش بر انتفای شرط، مستند به وضع نیست. به عقیدۀ ایشان، علّت دلالت «لو» بر انتفای شرط آن است که «لو» بر فعل ماضی داخل میشود. «لو» به معنای فرض و تقدیر است؛ فعلی که مربوط به زمان گذشته است، اگر در واقعیّت پیدا کرده باشد، وجهی ندارد آن را فرض کنیم. فرض کردن فعلی که مربوط به زمان گذشته است، تنها در جایی معنا دارد که آن فعل، واقعیّت پیدا نکرده باشد.
- مرحوم آقای روحانی به استدلال محقق اصفهانی اشکال نموده و میفرماید: فرض کردن فعلی که مربوط به زمان گذشته است، به معنای انتفای آن فعل در زمان گذشته نیست، چون ما میتوانیم نسبت به فعلی که شک داریم در گذشته تحقّق یافته یا تحقّق نیافته، فرض را مطرح کنیم. مثلاً اگر شک داشته باشیم پیغمبر اکرم صلوات الله علیه و آله در تاریخ 12 ربیع متولد شدند یا در تاریخ 28 صفر؛ میتوانیم بگوییم «بر فرض آن که ایشان در تاریخ 12 ربیع متولد شده باشد، کذا و کذا».
- فعل ماضی در زبان فارسی به شکلهای متنوعی به کار میرود که هریک معنای خاصی را افاده میکند؛ ولی این تنوع در زبان عربی وجود ندارد. در زبان فارسی یک موقع میگوییم «اگر زید میآمد، عمرو هم میآمد»؛ این یعنی زید نیامده است. ولی یک موقع میگوییم «اگر زید آمده باشد، عمرو هم آمده است». این یعنی شک داریم زید آمده یا نیامده. ولی چنین تنوعی در زبان عربی وجود ندارد و فعل ماضی در هر دو صورت، به یک شکل به کار میرود. با این حال به نظر میرسد «لو» _هرچند به وضع تعیّنی جدید_ در جایی به کار میرود که ما نسبت به زمان گذشته علم داریم نه شک. یعنی «لو» تنها در فرضی به کار میرود که ما میدانیم آن فعل در گذشته واقع نشده، لذا آن را فرض میکنیم. پس ممکن است بگوییم این مطلب، مستند به وضع است.