تحلیل دیدگاه میرزای شیرازی در «امر عقیب حظر دارای غایت» | بررسی قرینه انتظار ذهنی و قرینه تقابل

:thinking: نقد تقریر «انتظار ذهنی»

مرحوم میرزای شیرازی بر این باورند که در بحث «امر عقیب حظرِ دارای غایت»، اگر نهی پیشین، مغیا به زمان ورود امر باشد، آن تقریبی که پیش‌تر برای ظهور داشتن امر در اباحه مطرح شد، دیگر کارایی ندارد.[1]

آن تقریب بر پایه این بود که حظر قبلی، یک انتظار ذهنی در مخاطب ایجاد می‌کند و این پرسش را در ذهن او شکل می‌دهد که «آیا نهی برداشته شده یا همچنان باقی است؟». این انتظار، کلامِ پسین را به‌سوی دلالت بر «صرفِ برداشته شدنِ نهی و نبود حظر» سوق می‌دهد.

ایشان معتقدند وقتی حظر پیشین، مغیا به زمان ورود امر باشد، خود دارای مفهوم است؛ مفهومی که اقتضا می‌کند با فرارسیدن زمانِ غایت، حظر برداشته شود. بنابراین، دیگر انتظارِ حظر باقی‌مانده‌ای وجود ندارد. در چنین حالتی، چون آن انتظارِ ذهنی از بین رفته است، تقریبِ پیش‌گفته جایگاهی نخواهد داشت و نمی‌توان با استناد به آن، ظهورِ امر در وجوب را نادیده گرفت.


:counterclockwise_arrows_button: تقریر «قرینه تقابل»

میرزای شیرازی برای تخریب ظهور امر در وجوب، تقریب دیگری ارائه می‌کنند: اگر حظر پیشین، مغیا به زمان ورود امر باشد، هرچند با رسیدن زمانِ امر، انتظارِ حظر منتفی می‌شود، اما تقابلِ امرِ لاحق با حظر سابق، خود یک قرینه عرفی است.

این قرینه نشان می‌دهد که امر، در صدد افاده حکمی جدید (مثل وجوب) نیست، بلکه صرفاً می‌خواهد همان مفهومی را که از نهی سابق برداشت می‌شده است، تأیید و بر آن تأکید کند. از این رو، ظهور امر در وجوب تضعیف شده و بر صرفِ رفعِ حظر حمل می‌گردد.


:open_book: مثال قرآنی برای تبیین نظر میرزا (ره)

برای روشن شدن این مطلب، می‌توان به آیه شریفه «﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهيمَةُ الْأَنْعامِ إِلاَّ ما يُتْلى‏ عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ ما يُريد﴾»[2] مثال زد.

در این آیه، قید «و أنتم حُرُم» غایتِ حظر را مشخص می‌کند؛ بنابراین، نهی از صید، به حالت احرام محدود شده و مفهومش این است که در حالت احلال، نهی برداشته می‌شود. با این وجود، در آیه بعدی، خداوند می‌فرماید: «﴿إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا﴾»[3].

طبق تحلیل مرحوم میرزای شیرازی، امر به صید در حالت احلال، به قرینه تقابلش با نهیِ صید در حالت احرام، صرفاً در صدد تأیید همان مفهومِ انتفای نهی است و قصد افاده وجوب ندارد.


:memo: نقد دیدگاه میرزای شیرازی (ره)

با این حال، به نظر می‌رسد این دیدگاه صحیح نیست؛ زیرا صرفِ مفهوم داشتن حظر سابق، لزوماً انتظارِ نهیِ باقی‌مانده را از بین نمی‌برد. این امر به دلیل آن است که هرچند حظر سابق مغیا بوده و مفهوم داشته است؛ ولی مفهومِ یک جمله، تنها پس از کامل شدن آن جمله، مستقر می‌شود.

ظهورِ جمله در مفهومِ آن، پیش از اتمامِ کلام، یک ظهورِ بدوی است و نمی‌تواند به‌طور کامل، انتظارِ حظر را برطرف سازد. هنگامی که خداوند در آیه اول سوره مائده، صید کردن را در حالت احرام حرام می‌شمارد، تا زمانی که در مقام القای کلام است، همچنان این پرسش در ذهن مخاطب باقی است که آیا این حرمت، در حالت احلال نیز ادامه می‌یابد یا خیر؟

بنابراین، چون انتظارِ حظر پابرجا است، متکلم می‌تواند با استفاده از امر، به این پرسش ذهنی پاسخ دهد و به مخاطب بفهماند که آن مفهومِ بدوی از حظر سابق صحیح بوده و نهی در حالت احلال برطرف شده است. در نتیجه، تقریب پیش‌گفته (دلالت امر بر اباحه) در اینجا نیز جاری می‌شود.


:books: بر اساس جلسه ۶۳
:date: ۳ دی ۱۴۰۳


  1. تقریرات آیة الله المجدد الشیرازی، ج ۲، ص ۵۳. ↩︎

  2. سوره مائده، آیه ۱ ↩︎

  3. سوره مائده، آیه ۲ ↩︎