جلسۀ 10 آذر 1386
تبیین کیفیت دلالت اطلاقی جملۀ شرطیه بر علیّت انحصاری شرط برای جزا
به باور برخی اصولیان، اثبات مفهوم برای جملۀ شرطیه در گرو اثبات چهار مطلب است:
- میان شرط و جزاء علاقۀ لزومیه برقرار باشد.
- این علاقۀ لزومیه به نحو علیّت باشد.
- این علیّت به نحو علیّت تامه باشد.
- این علیّت تامه به نحو علیّت تامۀ منحصره باشد.
مطلب اول، مدلول وضعی جملۀ شرطیه است.
مطلب دوم نیز، یا مدلول وضعی جملۀ شرطیه است، و یا به فرمودۀ محقق نائینی، مقتضای تبعیّت مقام اثبات از مقام ثبوت است که پیرامون آن، در آینده بحث خواهیم کرد.
مطلب سوم، یعنی علیّت تامۀ شرط برای جزاء، مقتضای اطلاق و مقدمات حکمت است و همین اطلاق، مطلب چهارم یعنی علیّت تامۀ انحصاری را نیز، به اثبات میرساند.
اینک قصد داریم کیفیت این دلالت اطلاقی را شرح دهیم.
جملۀ شرطیه میگوید اگر شرط محقق شود، جزاء هم محققشود. اطلاق قضیه اقتضا میکند، این علیّت و ترتب، دائمی و همیشگی باشد. لازمۀ این دوام و پیوستگی آن است که شرط علّت تامۀ جزاء باشد چون اگر شرط علّت ناقصه باشد، چنین نیست که پیوسته با تحققش، جزاء محقق شود. به سخن دیگر، ترتّب معلول بر علّت ناقصه، مشروط به تحقق سائر اجزای علّت بوده و همیشگی نیست.
تا اینجا، علیّت تامۀ شرط برای جزاء اثبات شد. لازمۀ این مطلب، علیّت انحصاری نیز هست چون اگر شرط، علت تامۀ غیر منحصره باشد و برای جزاء، علّت تامۀ دیگری هم وجود داشته باشد، چنانچه آن علّت تامۀ دیگر، زودتر از شرط محقق شود، معلول (یعنی همان جزاء) مستند به اسبق علل خواهد شد نه مستند به شرط که علّت تامۀ متأخر است. در این فرض، شرط از علیّت تامه بودن ساقط میشود و این خلف فرض است، چون فرض کردیم اطلاق قضیۀ شرطیه، بر علیّت تامۀ شرط برای جزاء دلالت میکند.
همچنین اگر آن علّت تامۀ دیگر، همزمان با شرط محقق شود، در واقع دو علّت تامه با هم محقق شدهاند. در جائیکه دو علّت تامه با همدیگر محقق شوند، معلول مستند به هر دو میشود و هر دو علّت تامه، به علّت ناقصه تبدیل میشوند. این نیز خلف فرض است چون فرض کردیم اطلاق قضیۀ شرطیه، بر علیّت تامۀ شرط برای جزاء دلالت میکند.
این تقریبی از اطلاق است که توسط برخی اصولیان ذکر شده و توسط برخی دیگر همچون شهید صدر و مرحوم حاج شیخ، مورد مناقشه قرار گرفته است.