بیان نکاتی در توضیح روایت عبد الصمد بن بشیر در باب اجزاء

بیان نکاتی در توضیح روایت عبد الصمد بن بشیر در باب اجزاء

روایت معروفی از عبد الصمد بن بشیر وارد شده که در کلام اصولیون در باب اجزا مورد استدلال واقع شده است. ابتدا روایت را ذکر نموده و نکاتی حول آن بیان می‌نماییم:

«مُوسَى بْنُ اَلْقَاسِمِ‌ عَنْ عَبْدِ اَلصَّمَدِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ‌ قَالَ‌: جَاءَ رَجُلٌ يُلَبِّي حَتَّى دَخَلَ اَلْمَسْجِدَ وَ هُوَ يُلَبِّي وَ عَلَيْهِ قَمِيصُهُ فَوَثَبَ إِلَيْهِ أُنَاسٌ مِنْ أَصْحَابِ أَبِي حَنِيفَةَ‌ فَقَالُوا شُقَّ قَمِيصَكَ وَ أَخْرِجْهُ مِنْ رِجْلَيْكَ فَإِنَّ عَلَيْكَ بَدَنَةً وَ عَلَيْكَ اَلْحَجَّ مِنْ قَابِلٍ وَ حَجُّكَ فَاسِدٌ فَطَلَعَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ‌ فَقَامَ عَلَى بَابِ اَلْمَسْجِدِ فَكَبَّرَ وَ اِسْتَقْبَلَ اَلْكَعْبَةَ‌ فَدَنَا اَلرَّجُلُ مِنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ‌ وَ هُوَ يَنْتِفُ شَعْرَهُ وَ يَضْرِبُ وَجْهَهُ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ «اُسْكُنْ يَا عَبْدَ اَللَّهِ‌» فَلَمَّا كَلَّمَهُ وَ كَانَ اَلرَّجُلُ أَعْجَمِيّاً فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ «مَا تَقُولُ‌» قَالَ كُنْتُ رَجُلاً أَعْمَلُ بِيَدِي فَاجْتَمَعَتْ لِي نَفَقَةٌ فَجِئْتُ أَحُجُّ لَمْ أَسْأَلْ أَحَداً عَنْ شَيْ‌ءٍ فَأَفْتَوْنِي هَؤُلاَءِ أَنْ أَشُقَّ قَمِيصِي وَ أَنْزِعَهُ مِنْ قِبَلِ رِجْلِي وَ أَنَّ حَجِّي فَاسِدٌ وَ أَنَّ عَلَيَّ بَدَنَةً فَقَالَ لَهُ «مَتَى لَبِسْتَ قَمِيصَكَ أَ بَعْدَ مَا لَبَّيْتَ أَمْ قَبْلَ‌» قَالَ قَبْلَ أَنْ أُلَبِّيَ قَالَ «فَأَخْرِجْهُ مِنْ رَأْسِكَ فَإِنَّهُ لَيْسَ عَلَيْكَ بَدَنَةٌ وَ لَيْسَ عَلَيْكَ اَلْحَجُّ مِنْ قَابِلٍ أَيُّ رَجُلٍ رَكِبَ أَمْراً بِجَهَالَةٍ فَلاَ شَيْ‌ءَ عَلَيْهِ طُفْ بِالْبَيْتِ‌ سَبْعاً وَ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ عِنْدَ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ‌ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ‌ وَ اِسْعَ بَيْنَ اَلصَّفَا وَ اَلْمَرْوَةِ‌ وَ قَصِّرْ مِنْ شَعْرِكَ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ اَلتَّرْوِيَةِ‌ فَاغْتَسِلْ وَ أَهِلَّ بِالْحَجِّ وَ اِصْنَعْ كَمَا يَصْنَعُ اَلنَّاسُ‌». «۱»

«عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ‌ قَالَ‌: جَاءَ رَجُلٌ…» : مرجع ضمیر «قال» عبد الصمد بن بشیر است. گاهی اوقات برای ذکر سند به تمامی، ابتدا سند به طور کامل تا نام امام علیه السلام، ذکر می‌شود، و سپس مقدمات مطلب از قول راوی ذکر می‌شود، و پس از چند سطر، سخن امام علیه السلام ذکر می‌شود. از این رو است که نام حضرت هم در سند ذکر شده تا سند از متن به طور کامل تفکیک شود، و روشن شود که این روایت از امام صادق علیه السلام است.

«فَإِنَّ عَلَيْكَ بَدَنَةً…» : این تعبیر در صدر روایت از قول اصحاب ابوحنیفه ذکر شده است. به نظر می‌رسد به جای تعبیر «فإنّ» باید «و إنّ» به کار رود؛ چرا که دو امر مختلف است و هیچ ترتّبی بین آنها نیست. بدنه، نه علّت برای قبل و نه معلول برای قبل است. همین شخص در ادامه روایت وقتی قول اصحاب ابوحنیفه را نقل کرده سخنش با حرف «واو» بیان شده است: «وَ أَنَّ حَجِّي فَاسِدٌ وَ أَنَّ عَلَيَّ بَدَنَةً». همچنین در ادامه روایت در نقل کلام امام علیه السلام که تعبیر «فَأَخْرِجْهُ مِنْ رَأْسِكَ فَإِنَّهُ لَيْسَ عَلَيْكَ بَدَنَةٌ» به کار رفته صحیح نیست، و باید «وَ إِنَّهُ لَيْسَ عَلَيْكَ بَدَنَةٌ» باشد.

«فَطَلَعَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ‌…» : تعبیر «طلع» یعنی در بلندی دیده شد. کعبه در پایین مسجد الحرام قرار دارد و یک شیب در آنجا وجود دارد.

«طُفْ بِالْبَيْتِ‌ سَبْعاً…»: ظاهرا حجّی که انجام شده حجّ افراد بوده است. بسیاری از عامه، حجّ تمتع را لازم نمی‌دانند و حج افراد انجام می‌دهند. از این رو امام علیه السلام دستور حج تمتع را به وی بیان می‌کنند. شخصی که جهلا حج افراد انجام داده باشد، وظیفه دارد که حج افراد را به حج تمتع تبدیل نماید؛ چنانکه پیامبر خدا (ص) در حجّة الوداع دستور دادند که حجّ افراد به حج تمتّع تبدیل شود. اینکه امام علیه السلام در این روایت اعمال عمره تمتّع را بیان کردند، از آن رو است که وظیفه آن شخص را تبدیل حج افراد به عمره تمتّع دانسته‌اند.

«فَاغْتَسِلْ…»: جناب آیت‌الله والد این تعبیر را دال بر وجوب دانسته‌اند. ایشان بیان کردند شخصی که نسبت به اولیات احکام حج جاهل است وقتی به وی دستور به غسل داده شود، ظهور بسیار قوی در وجوب پیدا می‌کند. مناسب نیست به چنین شخصی که نسبت به اولیّات واجبات حج جاهل است، مستحبّات تعلیم شود. البته ایشان به جهت وجود قرائن دیگر بر عدم وجوب از این ظهور رفع ید کردند؛ به‌خصوص اگر تعبیر «أهِلّ» که در ادامه بیان شده به معنی بلند کردن صدا به حج باشد، که مستحب است. «اهِلّ» به دو معنی به‌کار می‌رود: احرام‌ حجّ بستن و بلند کردن صدا به حج، و در روایت محل بحث باید در جای خود بحث شود که به چه معنی است.

۱. طوسی محمد بن حسن. تهذيب الأحكام. ج 5، دار الکتب الإسلامیة، 1365، ص 73.

درس خارج اصول استاد معظّم سید محمد جواد شبیری مورخ ۱۷ آذر ۱۴۰۴