درس خارج اصول چلسۀ 77 مورخ 10 بهمن 1402
یکی از پدیدههای دخیل در شکلگیری ظهورات، انصراف است. تحلیل حقیقت این پدیده در کشف معانی الفاظ حائر اهمیّت است. در بین اصولدانان بحثی در گرفته است که انصراف معلول چه چیزی است؟ آیا ندرت وجود منشأ انصراف است یا خیز؟ آیا کثرت استعمال سبب انصراف است یا خیر؟ آیا تناسبات حکم و موضوع در انصراف دخالت دارد یا خیز؟ و بحثهایی از این قبیل.
استاد شبیری از والد معظمشان نقل نمودند که ایشان انصراف دلیل از فرد نادر را ناصحیح دانسته و برای آن اقامۀ برهان نمودهاند:
آیت الله والد برای اثبات دخالت تناسبات حکم و موضوع در انصراف و صحیح نبودن انصراف از فرد نادر، برهانی را ذکر نمودند، مبنی بر اینکه اگر قرار باشد مطلقات از فرد نادر منصرف باشند، به دلیل این که هر فردی یک سری خصوصیات شخصیه دارد، مطلق باید از هر فردی منصرف باشد و حال آن که چنین چیزی قابل التزام نیست.
پاسخ حلّی ایشان این بود که، انصراف مطلق از فرد نادر، معلول مجرّد ندرت نیست بلکه ندرت به ضمیمۀ تناسبات حکم و موضوع، سبب انصراف به فرد متعارف میگردد.
با عرض سلام و ادب
به نظر می رسد که برهان ایشان موجب از بین رفتن اطلاق شود چون اطلاق از جهتی که همه افراد حائز این طبیعت هستند شکل می گیرد و اگر ما بخواهیم به این جزئیات توجه کنیم که دیگر ما دو ماهیت متحد هم نخواهیم داشت.
علاوه بر اینکه فرد نادر به خاطر ندرتش در طبیعت خاص مورد تردید است نه چون ویژگی های خاصی دارد چون چنین ویژگی هایی در همه افراد هست که اگر این خصوصیات مورد نظر بود باید با توجه به اشکال اول به همه افراد تحت اطلاق برای شمولشان اشکال می شد. والله العالم
اطلاق یعنی شمول نسبت به افراد. بحث ایشان انصراف از افراد است.
چگونه این دو را به هم ارتباط دادید؟