بررسی معنی لغوی «ینبغی»

عبارت لسان العرب به شرح زیر است:

يقال انْبَغَى لفلان أَن يفعل كذا أَي صَلَحَ له أَن يفعل كذا، و كأَنه قال طَلَبَ فِعْلَ كذا فانْطَلَبَ له أَي طاوعه[1]، (ظاهراً فاعل «طلب فعل کذا» آن فلانی است که پس از «لام» قرار می‌گیرد؛ یعنی آن فلان، طالب فعل است و همو است که فاعل انبغی قرار می‌گیرد) … .


«انبغی» به معنای صلوح و شایستگی (جنبه تشریعی)

«انبغی لفلان أن یفعل کذا» به معنای «صَلَحَ لفلان ان یفعل کذا» است، پس «انبغی» به معنای صلوح و شایستگی است و این مطلب، به معنای نظارت این واژه به جنبه تشریعی خواهد بود. حال پس از آن، می‌توان جنبه تکوینی را از آن نتیجه گرفت. «انبغی» به معنای چیزی است که عقلاء یا شرع خواهان آنند؛ به تعبیر دیگر آن چیزی را که خواستنی است، با تعبیر «انبغی» همراه می‌کنند.


استعمال «انبغی» در موارد تکوینی

«انبغی» به معنای صلوح و شایستگی است که یک مفهوم ارزشی و تشریعی به شمار می‌رود؛ این مطلب برای ما روشن است. ولی در ادامه، آن‌گاه که به موارد تکوینی می‌رسد، آن را تکوینی معنا می‌کند:

و انْبَغَى الشي‏ءُ: تيسر و تسهل. (یعنی امکان‌پذیر شد و به سهولت محقق شد) و قوله تعالى: وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ‏؛ أَي ما يتسهل له ذلك لأَنا لم نعلمه الشعر. (یعنی ازآن‌رو که ما به او شعر نیاموختیم، شعرسرایی برای او متیسر نیست) و قال ابن الأَعرابي: و ما ينبغي له و ما يَصْلُح له. (ولی ابن اعرابی، همین آیه شریفه را نیز تشریعی معنا کرده است. یعنی ما به او شعر نیاموختیم، و اساساً شایسته نبوده است که به او شعر بیاموزیم)

به نظر می‌رسد تفسیر ابن اعرابی، دقیق‌تر است و با نظرداشتِ مجموع موارد، تصور می‌کنم ناظر دانستن این تعبیر به جنبه تشریعی و مجازی دانستن موارد کاربردش در جنبه تکوینی، متناسب‌تر است.


:books: جلسه ۳۹ مورخ ۱۹ آبان ۱۴۰۳


  1. لسان العرب، ج۱۴، ص: ۷۷ ↩︎