مقدمه: دیدگاه استاد شبیری در مورد حدیث «صم للرؤیة»
استاد شبیری، به پیروی از مرحوم آخوند و والد معظمشان، دلالت حدیث شریف «صم للرؤیة، أفطر للرؤیة» بر استصحاب را نپذیرفتهاند. در این حدیث، پاسخ امام علیهالسلام به پرسش از «یوم الشک» بیان شده است.
متن و تحلیل روایت
در این حدیث، امام علیهالسلام در پاسخ به سائل درباره «یوم الشک» میفرماید:
«الیقین لا یدخل فیه الشک، صم للرؤیة، أفطر للرؤیة».
تفاوت در تفسیر «یقین» در روایت
در میان فقها، این بحث مطرح شده است که مراد از «یقین» در این روایت، یقین به حالت سابقه است یا یقین به دخول ماه جدید؟
دیدگاه استاد شبیری: ایشان فرمودهاند که ظاهر این «یقین»، همان یقینی است که در ادامه روایت با تعبیر «رؤیت» به آن اشاره شده است. بنابراین، ظاهر کلمه «یقین»، یقین به دخول ماه جدید است، نه یقین به حالت سابقه.
شواهد تأییدکننده برای استظهار مذکور
در تأیید این استظهار، میتوان به برخی روایات دیگر در این باب اشاره کرد که فرمودهاند:
طبق معنایی که مطرح کردید روایت فرموده مادامی که یقین به دخول ماه جدید ندارید بنا را بر ادامه ی ماه قبل بگذارید یعنی یقین به ماه گذشته را معتبر بدانید.خوب این همان استصحاب نیست ؟
دوست عزیزمون توضیح دادند که مراد از یقین، یقین به دخول رمضان است بنابراین معنای روایت این میشود که: شک به رمضان نباید داخل در یقین به دخول رمضان شود یعنی ضابطه صرفا یقین به دخول رمضان است و این ضابطه شامل شک نمیشود بنابراین شاک در رمضان نباید روزه بگیرد. این معنا هیچ ربطی به استصحاب ندارد.
باسمه تعالی
ظاهرا این بیان، برای اثبات این که مراد از یقین، یقین به دخول ماه جدید است کافی نباشد؛ بلکه دقت در عبارت حدیث، روشن میکند که مراد همان یقین سابق است؛
كَتَبْتُ إِلَيْهِ وَ أَنَا بِالْمَدِينَةِ عَنِ الْيَوْمِ الَّذِي يُشَكُّ فِيهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ هَلْ يُصَامُ أَمْ لَا فَكَتَبَ ع الْيَقِينُ لَا يَدْخُلُ فِيهِ الشَّكُّ صُمْ لِلرُّؤْيَةِ وَ أَفْطِرْ لِلرُّؤْيَةِ.
دقت شود که در این جا فردی قبلا یقینی داشته که به روزها تعلق گرفته بود که این روز ها از رمضان است ، اما در یکی از آن روزها یقین شخص متزلزل میشود، و شک در یقین او داخل می شود، امام در پاسخ میفرمایند: این شک شما معتبر نیست، زیرا شکی که گفتی داخل در یقین نمیشود.
حال سوال اینه که آیا نمی توان یقین را یقین به دخول ماه جدید گرفت یعنی همان یقینی که از صم للرویه و افطر متوجه می شویم؟
جواب این است که اصلا مورد سوال جایی است که یقین به ماه جدید ندارد، نه از راه رویت و نه از راه دیگر و الا اگر رؤیت یا یقین دیگری بود، که شخص از شک سوال نمیکرد؛ چون یقین داشت به دخول ماه جدید!
دو نکته عرض می کنم.
نکته اول اینکه بحث استاد بر سر استصحاب بعنوان یک قاعده اصولی در جمیع ابواب است و ایشان می گویند نهایتا استصحابی که از این روایت استفاده می شود یک استصحاب فقهی در باب صوم است لذا این که فرمودید این همان استصحاب است با فرمایش استاد منافاتی ندارد چون چنین استصحابی را بحث نمی کنیم.
نکته دوم این که فرمودید یقین به ماه جدید که حاصل نشده و موجود نیست پس مراد از یقین یقین به حالت سابقه است. این استظهار مبتنی بر اینست که ظهور یقین را در یقین موجود بالفعل بدانید ولی استاد می فرمایند ظهورش در یقینی است که با رویت حاصل می شود نه یقین موجود.
البته از نظر این حقیر مراد از یقین در کلام امام علیه السلام تاب هر دو معنا را داشته و روایت مجمل است اگر چه ظن ضعیفی وجود دارد که مراد همان فرمایش استاد باشد چون اولا شاید از سایر روایات باب و سوالاتی که در آنها مطرح شده استظهار شود یقین و شکی که مطرح بوده هر دو متعلق به ماه جدید است نه این که یقین به ماه سابق و شک در ماه لاحق باشد.
ثانیا اطلاق قضیه اقتضا می کند متعلق یقین و شک یکی باشد یعنی متعلق شک که در روایت صریحا ذکر شده رمضان است لذا متعلق یقین هم باید رمضان باشد که هنوز حاصل نشده.
البته فکر میکنم همانطور که عرض کردم این نکات در حدی نیست که روایت را از اجمال خارج کند و کما کان احتمال اراده یقین به حالت سابقه جدی است ولو قابل استظهار نیست.
ظهور اولیه ی عناوین ماخوذ در کلام شارع در فعلیت است بر خلاف آن باید قرینه اقامه کرد.سوالی هم مطرح می شود آن اینکه چرا مراد از این یقین یقین به دخول ماه باشد ممکن است مراد ساپل یوم الشک انتهای ماه رمضان باشد
سلام؛ شاک در یوم الشک در واقع بالفعل دوتا یقین دارد: الف) یقین دارد که دیروز شعبان بود. ب) یقین دارد که فردا رمضان است. حال تفریع کلام امام علیه السلام که فرمود: صم للرؤیه و أفطر للرؤیه قرینه میشود که مراد از یقین؛ یقین به ورود ماه است که همان یقین ناشی از رؤیت هلال است.یعنی امام علیه السلام در این تفریع ذیل، دوبار اول ماه را تذکر داده است بنابراین ظاهرا همان یقین ناشی از رؤیت مراد است که معنای روایت این میشود که: ضابطه در شروع ماه، یقین به رؤیت است فلذا با یقین، وجوب صوم و جواز افطار می آید کما علیه الاستاذ سید جواد الشبیری. اتفاقا وقتی که روایات فراوان باب یوم الشک را نگاه میکنیم کما اینکه مرحوم آخوند نیز اشاره کردند؛ روایات فراوانی است که بیان میکنند ملاک در وجوب صوم همان یقین و رؤیت است و نباید به شک اعتناء کرد و یوم الشک را روزه گرفت. بنابراین وزان این روایت نیز وزان همان روایات است. اگر این معنا ظاهر حدیث نباشد؛ لا اقل من الاحتمال الجدی در قبال استصحاب.فتأمل جیدا.
ظاهرا “الیقین” که در ابتداء عبارت آمده، یا جنس یقین است و یا عهد که یعنی از خاصیت یقین این است که شک را نباید در آن دخیل دانست، یا آن یقینی که داشتی، شک را در آن داخل نکن، یعنی کانه شکی در میان نیست! در هر حال، در اینجا یعنی یقینی را که تا بحال داشتی را حفظ کن و شک را در آن دخالت نده. حال که شک را در این جا "نیست"حساب میکنیم، میبینیم که این یقین (یقین به شعبان) است که فعال میشود، و الا یقینی که با رؤیت خواهد آمد!، که ارتباطی به شک ندارد؛ که چه شکی در بین باشد یا نباشد، چون رؤیتی رخ نداده، یقینی هم نخواهد بود.
اما در مورد دیگر روایات مشابه هم، با استصحاب منافاتی ندارند، و مدلول آن ها این است که تا یقین به دخول رمضان نکرده ای، روزه نگیر خب این روایت هم همین را میگوید، فقط استفاده استصحاب هم از این می توان کرد.
حتی اگر فرمایش مرحوم آخند قده و السید الشبیری و شما دوستان را هم قبول کنیم، باز هم راه استفاده استصحاب، به نظر میرسد که بیانش موجب اطاله است.
سلام متشکر؛ خیلی عجیب است که اصرار دارید ظهور روایت را استصحاب بدانید بدون اینکه منشأ قابل توجهی ذکر کنید؛ یعنی یک متکلمی که مرادش افهام این نکته باشد که ملاک در شروع ماه؛ رؤیت و یقین به هلال است نه شک به هلال، نمیتواند با این ادبیات مذکور در روایت این را بیان کند؟ به نظر میرسد که انصافا روایت تاب این معنا را نیز دارد اگه نگوییم ظهور دارد. ثانیا سلمنا که مراد استصحاب باشد؛ لکن استصحاب به عنوان یک قاعده اصولی از این روایت در نمی آید زیرا در فرض ال عهد، خصوص یقین به شعبان مراد است نه مطلق یقین، و در فرض ال جنس نیز؛ باز دال بر استصحاب نیست زیرا هیچ اشاره ای به سبق یقین و لحوق شک که از ارکان استصحاب است نشده است. فتأمل جیدا.