مقدمه: روایات دال بر کراهت نتف ابط
در برخی روایات نتف (کندن مو) مکروه دانسته شده است. در روایتی از سعدان که در سندش محمد بن علی ابو سمینه واقع شده، نتف مکروه دانسته شده است. گرچه سند این روایت ضعیف است ولی به هر حال گفته شده حلق (تراشیدن) از نتف افضل است چون نتف سبب آزار و تضعیف کتفها میشود.
روایات دال بر کراهت نتف ابط و ترجیح حلق
«أَيُّمَا أَفْضَلُ نَتْفُ الْإِبْطِ أَوْ حَلْقُهُ فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ نَتْفَ الْإِبْطِ يُوهِي أَوْ يُضْعِفُ احْلِقْهُ.»[1]
در جلد ۶، صفحۀ ۵۰۷، رقم ۲ نیز چنین آمده است:
«فی روایة أَبِي كَهْمَسٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام نَتْفُ الْإِبْطِ يُضْعِفُ الْمَنْكِبَيْنِ وَ كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَطْلِي إِبْطَهُ.»[2]
کراهت ذاتی نتف از دیدگاه برخی فقها
به نظر میرسد همانطور که مرحوم آقای داماد فرمودند، این روایات ناظر به ذات نتف است و نتف ابط را ذاتاً مکروه میشمرد؛
دلیل امر الزامی پیامبر (ص): جلوگیری از ایذاء مؤمنین
ولی با شرائطی که برای پیغمبر و همراهان ایشان پیش آمده بوده، یک نوع ضرورت و اجبار اقتضا میکرده، حضرت به این فعل مکروه، امر الزامی نمایند چون در غیر این صورت، بوی بد زیر بغل اشخاص، سبب ایذای مؤمنان شده و چون ایذای مؤمن حرام است، حضرت برای جلوگیری از آن امر الزامی به نتف ابط نمودند.
شرائط سفر حجة الوداع به عنوان زمینه امر الزامی
این سفر قرار بوده ۸، ۹ روز به طول بیانجامد. حضرت صبح روز ۲۶ ذی القعدة از مدینه خارج شدند و پس از اقامۀ نماز ظهر در مسجد شجرة محرم شدند؛ و غروب روز چهارم ذی الحجة به مکه رسیدند؛ حال ممکن است انجام اعمال نیز نصف روز طول بکشد؛ بدین ترتیب حدّاقل ۹ روز کامل در احرام بودند. حال در مورد بانوان مشکلات دیگری نیز وجود داشته که ممکن است از ۹ روز نیز بیشتر طول بکشد. بهخصوص آن که مقداری از این ۹ روز در سفر هستند و سفر محدودیتهایی را به همراه داشته است. مثلاً در کجاره باید کنار هم بنشینند.
نتیجهگیری: امکان امر لزومی و شکلگیری سنت استحبابی
کوتاه سخن آنکه، هیچ مانعی ندارد که پیمغبر صلوات الله علیه و آله در چنین شرایطی، مردم را به نتف ابط امر لزومی کرده باشند. لذا به نظر میرسد نمیتوان این روایت را به عنوان شاهد بر استعمال امر در طلب ندبی مطرح نمود.
بررسی روایتی دیگر در تأیید این تحلیل
روایت:
«نَتْفُ الْإِبْطِ يَنْفِي الرَّائِحَةَ الْمَكْرُوهَةَ وَ هُوَ طَهُورٌ وَ سُنَّةٌ مِمَّا أَمَرَ بِهِ الطَّيِّبُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلَامُ»[3]
نیز شاید اشاره به این باشد که پیغمبر در حجة الوداع به نتف ابط امر لزومی نموده است ولی این امر لزومی سبب شده است یک سنّت استحبابی عام سامان بگیرد. یعنی هر چند در یک مورد خاص و در شرائطی خاص، امر لزومی بدان تعلق گرفته است، ولی این امر لزومی سبب شده بعدها در سائر موارد یک سنّت استحبابی شکل بگیرد.
منبع:
جلسه ۱۱۲ - مورخ ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳