طرح مسئله: وجوب ذاتی و عرضی
فقیهان در مقام شمارش نمازهای واجب، نمازهایی را که بهواسطه نذر، عهد، قسم و امثال آن واجب میشوند نیز ذکر کردهاند.
توجیه دیدگاه فقیهان:
ذکر این موارد بدین دلیل است که یک امر وجوبی به آن فرد خارجی (معنون) تعلق گرفته و سبب شده است که آن فرد خارجی، لزوم اتیان پیدا کند. مکلف آن فرد خارجی را اتیان میکند، خواه تحت عنوان نماز باشد که عنوان اولی و ذاتی است، و خواه تحت عنوان وفای به نذر و مانند آن باشد که عناوین ثانوی و عرضی هستند.
- در هر صورت، آن فرد خارجی واجب میشود و مقصود از واجب شدن، همان است که در موارد دیگر وجود دارد.
- علت واجب شدن یک فرد خارجی، آن است که عنوانی همچون نماز یومیه یا وفای به نذر بر آن منطبق میشود، هرچند یکی عنوان ذاتی و دیگری عنوان عرضی است.
اشکال مرحوم امام خمینی (ره) و نقد آن
مرحوم امام خمینی (قدس سره) بر این مطلب اشکال نموده و فرمودهاند:
چنانچه عنوان مورد نظر، عنوان ذاتی باشد، منشأ وجوب میشود؛ ولی چنانچه عنوان عرضی باشد، منشأ وجوب نمیشودو نذر و عهد و مانند آن، سبب نمیشود آن نمازی که ذاتاً واجب نیست، واجب شود. در این موارد، آنچه واجب است وفای به نذر است، نه خود نماز.
ایشان درج این موارد (نذری، عهدی) در زمرۀ نمازهای واجب را نوعی مسامحه دانستهاند. شبیه این تعبیر را ایشان در تحریر الوسیلة و حاشیه عروة مطرح نمودهاند: «و ما التزمه المكلَّف بنذر أو إجارة أو غيرهما، و في عدّ الأخيرة في الواجب مسامحة».[1]
در عروة ج ۱ ص ۳۶۴ و ص ۴۰۴ و تحریر الوسیلة ج ۱ ص ۱۳۵ در مورد نماز این مطلب را دارند. ایشان این مطلب را در مورد بسیاری از واجبات مطرح نمودهاند.
نقد دیدگاه امام خمینی (ره): تمرکز بر معنون خارجی
به باور ما، اشکال مرحوم امام بیوجه است، زیرا:
چندان مهم نیست که آن عنوان ذهنی که مبدأ حرکت در نظر گرفته میشود و تکلیف بدان تعلق میگیرد، عنوان ذاتی باشد یا عنوان عرضی. در هر صورت، آنچه در منتهای حرکت مد نظر است، معنون خارجی است.
یعنی به یکفرد خارجی نماز اشاره میکنیم و میگوییم این نماز واجب است؛ خواه وجوبش معلول عنوان ذاتی نماز باشد، و خواه معلول عنوان عرضی وفای به نذر.
تذکر درباره حوزه استظهار از ادله
بله، ممکن است استظهار ما از ادلهای که احکام نماز واجب را بیان کردهاند، نماز واجبی باشد که به عنوان ذاتی واجب است، ولی این مطلب چندان مهم نیست، فارغ از آن که صحیح نیز نیست. ظاهر نماز واجب، آن فردی از نماز است که واجب شده است، خواه منشأ وجوبش عنوان ذاتی باشد و خواه عنوان عرضی.
مثال: اگر گفته شود «در نمازهای واجب دو رکعتی، شک در رکعات مبطل نماز است»، ممکن است چنین استظهار شود که ظاهر «نماز واجب» در این دلیل، شامل هر دو نوع وجوب (ذاتی و عرضی) است.
نکته پایانی: این مطلب به جنبههای استظهاری دلیل مرتبط است که در هر مورد متفاوت بوده و نیازمند مراجعه به تکتک ادله در موارد مختلف است، و به نظر میرسد اهمیت چندانی در بحث ما ندارد.
بر اساس جلسه ۷۴
۱۹ دی ۱۴۰۳
تحریر الوسیلة ج ۱ ص ۱۳۵ ↩︎