بررسی اشکال آقای شهیدی به دلالت روایت عبد الصمد بن بشیر بر اجزا

بررسی اشکال آقای شهیدی به دلالت روایت عبد الصمد بن بشیر بر اجزا

آقای شهیدی بیان کرده‌اند این روایت مربوط به جایی است که ارتکاب عمل، موضوع یک حکم باشد، ولی در ما نحن فیه، ارتکاب عمل ناقص، موضوع هیچ حکمی نیست؛ بلکه آنچه موضوع اعاده و قضا است، عدم اتیان به عمل کامل است، نه اتیان به عمل ناقص. وجوب قضا به جهت عدم اتیان به عمل کامل است، نه به جهت اتیان به عمل ناقص.

به نظر می‌رسد این اشکال وارد نباشد، مگر آنکه به برخی اشکالات دیگر که ما بیان کردیم بازگشت کند. دو مناقشه در کلام آقای شهیدی می‌توان مطرح کرد:

مناقشه اول: ما متذکّر شدیم که «باء» سببیت ظاهر در آن است که جهل، مستقیما منشا حکم باشد. وقتی مکلف جاهل است به آنکه چیزی جزء یا شرط یا مانع یک عمل است و به تبع، آن عمل را -به تخیل آنکه عملی کامل است- به سبب جهل، به صورت ناقص انجام می‌دهد، انجام این عمل ناقص، سبب ترک عمل کامل می‌شود. علت آنکه مکلف عمل را به صورت کامل انجام نمی‌دهد آن است که عمل ناقصش را تصور می‌کند کامل است. یعنی جهل منشا شده که عمل ناقص به تخیل کمال اتیان شود، و مصداق دیگری برای آن عمل توسط مکلف، محقَّق نشود. قضا متفرّع بر عدم اتیان عمل کامل است، و این ترک عمل کامل به جهت جهل به جزئیت یا شرطیت است.

تخیّل کمال باعث شده که مکلّف به همان ناقص اکتفا نماید. منشا اکتفا به عمل ناقص، جهل است؛ پس موضوع قضا به سبب جهل و با واسطه جهل ایجاد می‌شود. پس قضا باواسطه‌ مزبور متفرع بر عمل ناقص است. بر این اساس، رکوب امر به جهالت به معنای اقتصار به عمل ناقص است که این اقتصار از جهل ناشی می‌شود.

مثلا وقتی بیان می‌شود «کسی که در لباس نجس نماز خوانده باید نمازش را قضا کند» (گویا نظیر این تعبیر در روایات هم وارد شده باشد که «من صلّی فی نجس فعلیه القضاء») قضا به انجام عمل ناقص نسبت داده می‌شود؛ در حالی که آنچه حقیقتا موضوع قضا است، اکتفاء به عمل ناقص است. حاصل آنکه موضوع قضا، اکتفا به عمل ناقص است، و این اکتفا به سبب جهالت است؛ بنابراین عدم انجام عمل کامل، رکوب امر به جهالت است.

مناقشه دوم: رکوب امر به جهالت، اعم از امر وجودی است و شامل امور عدمی هم می‌شود. جهالت مذکور در روایت عبد الصمد بن بشیر نسبت به ترک عمل هم اطلاق دارد. به نظر ما روایت شریفه شامل شخصی که سهوا یا جهلا در ماه رمضان روزه نگرفته هم می‌شود؛ همچنین کسی که سهوا و یا از روی غفلت نماز را از اساس ترک کرده است. بر اساس این تقریب، جهالت در روایت شریفه تنها تطبیق بر انجام عمل ناقص نمی‌شود؛ بلکه ترک عمل هم به سبب جهالت است.

درس خارج اصول استاد معظّم سید محمد جواد شبیری مورخ ۱۸ آذر ۱۴۰۴