بررسی ادعای شهید صدر مبنی بر ارتکازی بودن دلالت جملۀ شرطیه بر نسبت توقفیه

جلسۀ 3 آذر 1386

مرحوم شهید صدر ادعا می‌کنند جملۀ شرطیه بر نسبت توقفیه دلالت می‌کند و این مطلب را یک امر ارتکازی وجدانی می‌دانند.

برای بررسی صحت و سقم فرمایش ایشان، می‌توان نسبت توقفیه که معنای حرفی است را، به مرادف اسمی‌اش تبدیل کرد تا بحث پیرامون آن ساده‌تر باشد.

مثلا در آیه کریمه «ومن تعجّل فی یومین فلا إثم علیه و من تأخّر فلا إثم علیه» اگر شما این را آیه را به جمله اسمیه تبدیل کنید، می‌گویید: «عدم الاثم متوقف علی التعجّل وعدم الاثم متوقف علی التأخّر» آیا این جمله صحیح است؟ می‌گوییم «عدم الاثم» بر «تعجّل» متوقف است. آیا این جمله صحیح است؟ می‌‌بینیم که متوقف بر این نیست. ما ارتکازا چنین چیزی که آقای صدر می‌گوید را نمی‌فهمیم.

البته یک موقعی شما می‌گویید که دلالتش با تکیه بر عدم ذکر قید دیگر هست و با اطلاقات، دلالتش بر مفهوم استفاده می‌شود؛ که اقای صدر آن را نمی‌خواهد بگوید. ایشان می‌خواهد بگوید وضعا دلالت دارد. این کلامی که من می‌خواهم بگویم با کلمات بعضی مثل مرحوم نائینی و دیگرانی که با اطلاق می‌خواهند اثبات مفهوم کنند منافات ندارد و نافی اطلاق نیست.

یکی دو نکته دیگر را هم بگویم: گاهی اوقات ما یک جزا را بر دو شرط که با هم ضدّین هستند متوقف می‌کنیم. مثلا می‌گوییم: «إذا کان هذا الثوب ابیض یجب اشترائه» مثلا من لباسی می‌خواهم و با خودم می‌گویم یا سفید می‌خواهم یا زرد می‌خواهم. بنابراین این دو جمله را به کار می‌برم: «إذا کان هذا الثوب ابیض یجب اشترائه و إذا کان هذا الثوب اصفر یجب اشترائه». آیا اگر جمله را به این نحو به کار ببرند ما می‌توانیم جمله شرطیه را باز هم به همان معنای توقف بگوییم: «یتوقف وجوب الشراء اذا کونه ابیض و یتوقف وجوب الشراء علی کونه اصفر». بر این توقف ندارد؛ بلکه بر احدهما توقف دارد. حتی می‌خواهم این را عرض کنم که در همان جمله هم اگر به کار ببرید عرفا دو توقف صحیح نیست. از این بالاتر جایی است که دو شرط نقیض باشند و مجموعا همه موارد را شامل بشوند. اینجا دیگر هیچگونه توقفی وجود ندارد. مثلا می‌گوید: «اگر زید بیاید یا نیایید باید او را احترام کنی»؛ آیا مفاد این «اگر»ی که در این جمله به کار می‌رود با «اگر»ی که در جمله «اگر زید بیاید او را اکرامش بکن»تفاوت دارد؟ من تصور نمی‌کنم اینطور باشد. البته اینها برهانی نیست که بشود برهان بر آن اقامه کرد. اینها منبّهات وجدانی است.

اگر زید بیاید یا نیاید باید احترام کرد این یعنی چه؟ یعنی آمدن زید متوقف بر کدام است؟ احد الامرین ضروری الثبوت است و ارتفاع نقیضین هم که نمی‌شود. بنابراین در اینطور موارد قطعا هیچگونه توقفی وجود ندارد. معنای این جمله این است که در هر حال زید را احترام کن. به نظر من در این دو جمله «إن» با هم هیچ فرقی نمی‌کند.