جلسه 108 مورخ 7 اردیبهشت 1404
بررسی «اصالة کون المتکلم فی مقام البیان»
یک بحث آن است که «أصالة کون المتکلم فی مقام البیان» قابل قبول است یا خیر. به عقیدۀ ما این اصل از هیچرو پذیرفتنی نیست. محقق عراقی در اینجا میفرمایند تمام قضایای شرعی مهمل هستند، چون احراز در مقام بیان بودن لازم است؛ ولی آقای شهیدی میفرمایند در مقام بیان بودن لازم نیست احراز شود، چون اصل آن است که متکلم در مقام بیان باشد. به عقیدۀ ما حقّ با محقق عراقی است و ما باید در مقام بیان بودن را احراز کنیم. ازاینرو آیت الله والد، هم در مورد خطابات قرآنی و هم در مورد خطابات عامّ روایی، تمسّک به اطلاق را صحیح نمیدانند و میفرمایند این خطابات در معمول موارد، در مقام بیان جزئیات نیستند. برای مثال، روایتی که از وجوب نماز به طور عام سخن گفته است، به طور طبیعی در مقام بیان احکام جزئی و قیود آن نیست. به سخن دیگر، احکامی که در مقام اصل تشریع هستند، در مقام بیان قیود نیستند. برای آنکه بگوییم گوینده در مقام بیان است، به ظهور نیازمندیم و چنین نیست که بتوانیم به شکل کلّی ادعا کنیم اصل اولی آن است که گوینده در مقام بیان است.
نهاية الأفكار، ج1، ص: 184
مباحث الألفاظ ج۲، مقتضی الاطلاق اللفظی لخطاب الأمر فی کونه تعبدیا او توصلیا ، ص ۳۵۱