جلسۀ مورخ 16 اردیبهشت 1404
بحث مجاز عقلی و ارتبط آن به تحقیق بحث شک در لزوم مباشرت در انجام عمل توسط مکلف
در معانی بیان، بحثی مطرح شده است تحت عنوان «مجاز عقلی». یک مثال این بحث «بنی الأمیرُ المدینةَ» میباشد؛ یعنی امیر شهر را ساخت. مثلاً «بنی المنصورُ مدینة بغداد». واقعیّت آن است که خود منصور مستقیماً نرفته بنّایی کند و شهر بغداد را بسازد. استناد بنای بغداد به منصور، بدان جهت است که برنامهریزی آن و صدور فرمان آن توسط منصور انجام شده است. همین مقدار که منصور کارفرما باشد، برای انتساب بنا به وی کفایت میکند. ولی این را از قبیل مجاز عقلی به شمار آوردهاند.
حال به حقیقی بودن یا مجازی بودن این جمله کاری نداریم؛ مهمّ آن است که ظهور دلیل به چه شکل است؟ وقتی ساختن یک بنا به یک شخص نسبت داده میشود، ایا ظاهرش آن است که خودش مستقیماً بنّایی کرده و آن بنا را ساخته است؟
یا در مثال دیگر، وقتی میگوییم «منصور سادات زیادی را کشت» آیا بدان معناست که خود منصور آلت قتّاله برداشت و مشغول کشتن سادات شد؟ معنای این جمله آن نیست که خود منصور آلت قتاله برداشته و مشغول کشتن سادات شده است؛ همین مقدار که منصور فرمان قتل سادات را صادر کرده باشد، برای انتساب قتل به وی کفایت میکند. اساساً ظهور این جمله در انجام حصۀ مباشری قتل نیست؛ ظاهرش آن است که قتل منسوب به منصور است، هر چند بالتسبیب. حصۀ تسبیبی این عمل نیز داخل در ظهور این جمله است.
مقصود آنکه، مهمّ نیست اینها را حقیقت بدانیم یا مجاز؛ پس نمیخواهیم تکلیف آن بحث ادبی خاص را روشن کنیم. مهمّ آن است که ظهور دلیل به چه شکل است. منشأ شکلگیری این ظهور، واقعیّتهای خارجی مرتبط با موضوع، و تناسبات میان فعل و فاعل و مانند آن است.
با عنایت به توضیحات ذکرشده، به سه مثال وضو، طواف و قربانی بازمیگردیم و به تحلیل آنها مینشینیم.
در مثال وضو، فارغ از ادلۀ خاصهای که بر عدم جواز کمک گرفتن در آن دلالت دارند، ممکن است بگوییم ظهور ذاتی خود ادلۀ وضو نیز همین مطلب را اقتضا میکند. منشأ این ظهور آن است که خیلی اوقات خود اشخاص بدون کمک گرفتن از دیگران وضو میگیرند و کمک گرفتن از دیگران در وضو چندان مرسوم نیست.
ولی در طواف، با توجه به اینکه لازم نیست پیاده انجام شود، معلوم میشود انجام طواف با کمک حیوان مانعی ندارد. بدین ترتیب ممکن است با الغای خصوصیّت از حیوان به انسان، بگوییم کمک گرفتن از انسان نیز مانعی ندارد. اینکه طواف خارجاً به چه شکل تحقّق پیدا میکند، سبب میشود وقتی به طواف امر میشود، ظهورش به همان شکل خارجی سوق داده شود.
در مصادیق خارجی وضو، مرسوم آن نیست که از دیگری کمک گرفته شود، بر خلاف مصادیق خارجی طواف. این واقعیتهای خارجی در شکلگیری ظهور ادله ایفای نقش میکنند.
اگر طواف کعبه را به معنای چرخیدن دور کعبه بدانیم، امر به طواف، یعنی امر به چرخیدن؛ حال ممکن است شخصی چرخیدن دور کعبه را با مرکب انجام بدهد. همانند آنکه امر شود از این خانه به آن خانه برو. رفتن از یک خانه به خانۀ دیگر، اعم از آن است که با پای پیاده باشد یا با مرکب. این بستگی دارد به واقعیّتهای خارجی مرتبط با فعل. تناسبات میان حکم و موضوع بر همین اساس استوار است که آن واقعیتهای خارجی به چه شکل هستند.
برای مثال اگر به شخص ثروتمند امر کنند که به فقیر پول بوده، لازم نیست حتماً خودش برود در خانۀ فقیر و پول را در دست فقیر بگذارد. همین مقدار که شخصی را اجیر کند و بگوید این پول را به دست فقیر برسان کفایت میکند. دلیل این مطلب آن است که در پول دادن به فقیر، مرسوم آن است که گاه مباشرتاً انجام میشود و گاه بالتسبیب؛ پس دلیل هر دو را شامل میشود.
کوتاهسخن آنکه، این واقعیّتهای مرتبط با موضوع، در شکلگیری ظهور دلیل نقش اساسی دارند، به ظوری که اگر این واقعیّتها نباشند، خیلی اوقات دلیل از اساس مجمل میشود و نمیتوان بر اساس آنچه امثال مرحوم شهید صدر فرمودند، تکلیف مسأله را روشن کرد.
خارجاً به این شکل است که برخی مواد همچون مادۀ وضو، معمولاً بدون کمک گرفتن از دیگری انجام میشود؛ برخی مواد همچون مادۀ طواف، خیلی اوقات با کمک غیر انجام میشود؛ برخی مواد همچون مادۀ قربانی، خیلی اوقات بدون مباشرت و صرفاً با تسبیب انجام میشود.