در این مطلب، دو رویکرد کلان در فهم آیات و روایات و همچنین رویکرد صحیح در این زمینه بررسی میشود.
رویکرد اول: وضع قوانین از نقطه صفر 
برخی معتقدند که شریعت اسلام قوانین خود را از نقطه صفر و بدون توجه به ذهنیتها و دیدگاههای پیشین وضع کرده است. بر این اساس، برای فهم خطابات شرع باید ذهن را از تمام پیشفرضها خالی کرد. این رویکرد، واقعی و صحیح به نظر نمیرسد.
رویکرد دوم (رویکرد صحیح): درک شریعت در بستر فکری جامعه 
خطابات شرع در خلأ صادر نشدهاند، بلکه در یک بستر فکری و فرهنگی شکل گرفتهاند که در پیدایش ظهورات اثرگذار بوده است. اسلام نسبت به رسوم و ذهنیتهای دوران جاهلیت بیتوجه نبوده، بلکه برخی را ردع و برخی دیگر را امضا کرده است. این مسئله به تناسب پرسشی که در درس فقه مطرح شد، در آن درس به تفصیل بررسی خواهد شد و در اینجا تنها بهصورت گذرا به آن میپردازیم.
خلاصه مطلب این است که خطابات شرع گاهی نهتنها ذهنیتهای پیشین را کنار نگذاشته، بلکه از آنها برای پیشبرد مقاصد خود بهره برده است؛ هرچند گاهی نیز یک ذهنیت را کاملاً باطل شمرده و ریشهکن کرده است. گاهی اهلبیت (علیهمالسلام) الفاظی را که دیگران برای بیان مقاصد باطل به کار میبردند، حفظ کرده و معنای آنها را تغییر دادهاند تا از ظرفیت موجود در آن برای بیان مقاصد الهی استفاده کنند.
نمونهای از رویکرد صحیح: اصلاح ذهنیت جاهلی درباره عروبت 
یکی از ذهنیتهای باطل در فرهنگ جاهلی، برتریدادن عرب بر عجم بود. در آن فرهنگ، «عروبت» سبب احترام محسوب میشد؛ ازاینرو، اعراب شهروند درجه یک، وابستگانشان درجه دو و دیگر مردم درجه سه بودند. این یک نظام طبقاتی بر پایه عروبت یا عدم عروبت بود که بیتردید باطل است. اما جالب است که اهلبیت (علیهمالسلام) این تفکر را بهکلی کنار نگذاشتند، بلکه با حفظ همان فضای ذهنی، در معنا و مفهوم این الفاظ تصرف کرده و الگویی متفاوت به مخاطبان ارائه دادند.
طبق برخی روایات، برای اصلاح این ذهنیت، اهلبیت (علیهمالسلام) فرمودند: «نَحْنُ الْعَرَبُ وَ شِیعَتُنَا الْمَوَالِی وَ سَائِرُ النَّاسِ هَمَجٌ».
در این الگو، معیار صحیح طبقهبندی افراد و میزان احترام، دینداری است، نه عرببودن. بنابراین، امامان (علیهمالسلام) در درجه اول قرار دارند، زیرا در دینداری از دیگران برترند؛ پیروان ایشان در درجه دوم و سایر مردم در درجه سوم هستند.
مقصود این است که اهلبیت (علیهمالسلام) نفرمودند «عروبت» سبب احترام نیست و این تفکر بهکلی باطل است، بلکه فرمودند «عروبت حقیقی» به دینداری وابسته است. یعنی در همان بستر ذهنی، الگوی صحیح را به مخاطب ارائه دادند، بدون اینکه آن بستر را ریشهکن کنند. علت این رویکرد آن است که ذهنیت رسوبیافته در مخاطب، ظرفیتی دارد که اهلبیت (علیهمالسلام) از آن برای پیشبرد مقاصد خود بهره بردهاند. ازاینرو بهجای اینکه بگویند «عروبت مایه احترام نیست»، فرمودند «عروبت به دینداری است»، یعنی الفاظ را حفظ کرده ولی در معنای آنها تصرف نمودهاند تا بتوانند از ظرفیت موجود در آن بهره ببرند.
بنابراین، دین ساختمان خود را در زمینی خالی بنا نمیکند؛ گاهی در همان ساختمان ازپیشساختهشده تصرف و آن را اصلاح میکند، یا حتی ممکن است آن را زیرورو کند اما نامش را حفظ کند.
نتیجهگیری: توجه به بستر صدور خطابات شرع 
خلاصه: خطابات شرع برای بنای ساختمان در زمینی خالی صادر نشدهاند، بلکه برای اصلاح کژیها و انحرافات موجود در بستر جامعه صادر شدهاند. در نتیجه، برای فهم آنها باید به بستر صدورشان توجه کرد. علت این امر آن است که مخاطبان دین، ذهنیتهایی با خود دارند که به سادگی نمیتوان آنها را از ذهنشان زدود و آنها را از تمام پیشفرضها خالی کرد.
بر اساس جلسه ۶۵
۵ دی ۱۴۰۳