جلسه 29 آبان 1386
بازخوانی روایتی دربارۀ بتشکنی حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام و دلالت آن بر مفهوم داشتن شرط در همهجا
نخستین روایتی که محقق بحرانی برای مفهوم داشتن شرط، به آن استدلال میکند، روایتی است از امام صادق(ع) در تفسیر آیه «بل فعله کبیرهم هذا فاسألوهم إن کانوا ینطقون». این روایت میگوید: «قال والله ما فعله کبیرهم و ما کذب ابراهیم فقیل کیف ذاک قال انما قال فعله کبیرهم هذا إن نطقوه و إن لم ینطقوه فلم یفعل کبیرهم هذا شیئاً»؛ صاحب حدائق از این روایت مفهوم استفاده کردهاند.
درباره این روایت چند نکته وجود دارد:
اوّلاً این روایت دلیل برثبوت مفهوم علی وجه الاطلاق نیست؛ چون در آیه کریمه، شرط متأخّر از جزاء است. این بیان البته با مبنایی که شرط متأخّر از جزاء، مفهوم دارد هم سازگار است.
ثانیاً متعارف افراد و مفسران در مورد این آیه شریفه فهمی دارند؛ این فهم غیر از فهمی است که روایت به آن متعرض شده است. معمولا میگویند: «بل فعله کبیرهم هذا فسألوهم إن کانوا ینطقون»، در «فسألوهم إن کانوا ینطقون» جمله شرط و جزا قرار میگیرد. یعنی اگر اینها حرف میزنند از ایشان سوال کنید. ولی در این روایت «إن کانوا ینطقون» را برای «بل فعله کبیرهم هذا»شرط قرار داده است. یعنی اگر هم حرف میزنند «فعله کبیرهم هذا».
ثالثاً «إن» شرطیه با «لو» یک فرقی دارد؛«إن» جمله شرطیه را تأویل به مستقبل میبرد و به آینده تبدیل میکند. وقتی میگوید: «إن جاء زیدٌ جاء عمرٌ» یعنی اگر زید بیاید عمر هم خواهد آمد که زمان هردو جمله شرط و جزا آینده است. ولی «لو» اینطوری نیست؛میگوید: «لوجاء زیدٌ جاء عمرٌ ». اینجا با تفسیری که امام (علیه السلام) فرمودهاند،در این آیه «ان» در جایگاه «لو» به کار رفته است. یعنی شرط و جزا را تاویل به مستقبل نمیبرد.
در مورد «لو» در میان نحویها تقریباً مسلّم است که دالّ بر انتفاء عند الانتفاء است. درباره اینکه چرا «لو» دالّ بر انتفاء عند الانتفاء است، مرحوم آشیخ محمد حسین یک مبنایی دارد. ایشان میگوید چون لو بر سر ماضی در آمده است ومفهوم ماضی دارد. از «لو»یی که بر سر ماضی در می آید انتفاء عند الانتفاء استفاده میشود. طبق این تقریب، دلالت لو بر انتفاء عند الانتفاءبه ماضی بودن آن مستند است؛ یعنی یعنی چون لو بر سر ماضی آمده است، انتفاء عند الانتفاء را میرساند. در این روایت «إن» هم از این جهت با «لو» مشترک است و بر سر ماضی در آمده است.
فارغ از اشکالات و ان قلت و قلتهایی که نسبت به مبنای مرحوم آقای اصفهانی مطرح است، در این روایت میتواند علتی که اینجا إن دالّ بر انتفاء عند الانتفاء همان علتی باشد که لو دلالت میکند.