نقد دیدگاه محقق نائینی:
مرحوم محقق نائینی فرض تعدد غرض را—به این شکل که «استیفای یک طرف، مانع از استیفای طرف دیگر شود»—یک فرض خیالی و غیرواقعی تلقی کرده و از آن تعبیر به «مِن بابِ فَرضِ أَنیابِ الأَغوال» مینمایند.[1]
به عقیده ما، این ادعا صحیح نیست. حتی بسیاری از موارد وجوب تخییری عرفی نیز از همین قبیل است؛ یعنی دو غرض مستقل وجود دارد که استیفای یک غرض مانع استیفای غرض دیگر میشود.
شواهد و مثالهای عینی:
- تداخل دارویی (مثال عرفی): شخصی که به چندین بیماری مبتلا است و داروهای مربوط به این بیماریها با یکدیگر تداخل دارند، مجبور است تنها یکی از داروها را مصرف کرده و از غرض دیگر صرفنظر کند.
- بیماری تب مالت (تجربه شخصی): در یک مورد واقعی، ابتلا به تب مالت، پزشک را مجبور به تجویز داروی جنتامایسین کرد؛ با علم به اینکه این دارو برای گوش ضرردار است. در این ماجرا، رهایی از تب مالت (غرض اول) و حفظ سلامت گوش (غرض دوم) هر دو مطلوب بودند؛ اما ازآنجاکه تأمین هر دو غرض ممکن نبود، ناگزیر یکی (حفظ گوش) فدای دیگری (نجات از بیماری) شد.
- تزاحم حفظ و قطع (مثال فقهی-پزشکی): موردی که برای حفظ جان (نفس) و جلوگیری از گسترش عفونت، ناچار به قطع عضو (پا) میشوند. در اینجا، هم حفظ نفس مطلوب است و هم حفظ عضو؛ ولی تأمین همزمان آنها ممکن نیست و بیمار مجبور است حفظ پا را فدای حفظ نفس کند.
نکته اساسی: عمومیت قابلیت تصویر وجوب مشروط
نکته محوری:
بههرحال، فارغ از اینکه فرض تعدد غرض، خیالی نیست و کاملا واقعی است، نکته اساسی آن است که ارجاع وجوب تخییری به وجوب مشروط، اختصاصی به فرض تعدد غرض نداشته و در فرض وحدت غرض نیز قابل تصویر است.
بر اساس جلسه ۷۸
۳۰ دی ۱۴۰۳
أجود التقريرات، ج ۱، ص ۱۸۵ ↩︎