جلسۀ مورخ 25 مهر 1376
اهمیّت مباحث اصولی مطرح شده در لابلای فقه
نکته مهم دیگری را نیز باید در اینجا تذکر بدهیم. برخی از مباحث اصولی علیرغم اهمیتشان به صورت مستقل در اصول فقه مطرح نشدهاند. بلکه این مسائل به مناسبت بحث، در لابلای مباحث فقهی مطرح گردیدهاند. اینگونه مباحث چند امتیاز دارند:
نکته اول اینکه این مباحث به هر حال محصّل فرمایشات یک دانشمند است و نتیجهای را مطرح میکند که نهایتاً به آن رسیده است. خصوصا آنکه این مباحث از بسیاری از مباحث جانبی که احیاناً در اصول طرح میشود فاصله دارد و چکیدهی حرفی که میخواهد بزند را در آنجا طرح میکند.
نکتة دوم اینکه خیلی وقتها اینگونه مباحث تطبیقی هستند. مثلاً در بحث مفهوم، به جای بحث انتزاعی، به صورت عینی بحث را بر یک روایت تطبیق میکند؛ یا قاعدهای اصولی را بر یک فرع فقهی تطبیق میدهد و همراه با تطبیق آن قاعده بر موردش ذکر مینماید. خود این نحو کار بسیار مفید است؛ چون بخش مهمی از کار این است که چگونه آن قاعده بر موردش تطبیق داده شود.
و اما نکته سوم اینکه گاهی اوقات برخی از مباحثی که در لابلای مباحث فقهی مطرح میشوند، روح اصولی دارند ولی عنوان مستقل در اصول ندارد. اما به هر حال مناسب است در جایی در اصول از آنها بحث کنیم.
مثلا در بحث اطلاق و تقیید، مطلق و مقید، بحثهایی مثل «دلالت اطلاق مقامی»، «ترک استفصال دلیل بر اطلاق است» و یا «ترک استیضاح دلیل بر اطلاق است.» اینها مفاهیم بسیار مهمی و کابردیای هستند که در فقه هم مصداق دارند. ولی نمیتوان عنوان مستقلی در اصول برای آنها پیدا کرد. سعی ما بر این است که بعضی از این مباحث را به مناسبت ولو در لابلای بحثهای اصولی مستقل طرح کنیم.