اهمیت بحث های سندی در بررسی استعمالات واژگان

مقدمه: جایگاه سند در تحلیل لغوی روایات

اساساً بحث‌های سندی در این گونه مقامات چه میزان کارایی و اهمیّت دارد؟ آقای شهیدی[1] در خصوص برخی از شواهد روایی که ذکر نمودند، به بحث سندی نیز پرداخته‌اند.

شاهد مثال: حدیث «لَأَمَرْتُهُمْ بِالسِّوَاكِ…» و بررسی سندی آن توسط آقای شهیدی

برای مثال ایشان حدیث معروف:

«لَوْ لَا أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِي لَأَمَرْتُهُمْ بِالسِّوَاكِ مَعَ كُلِّ صَلَاةٍ» [2]

را که ذکر می‌کند، به سند آن اشکال نموده، می‌فرماید: این حدیث از مرسلات مرحوم صدوق است. البته در ادامه قصد دارد به نوعی این اشکال را مرتفع سازد.

تبیین لزوم توجه به زمان راوی و احتمال تغییر معنا

به نظر می‌رسد که اگر بتوانیم بگوییم در آن زمانی که صدور این روایت ثابت است، چنانچه احتمال تغییر لغت در آن زمان را ندهیم، این روایت قابل تمسک است. توضیح مطلب آن است که در سند این روایت، سعد بن عبدالله ثقه است و از ناحیۀ وی بحثی وجود ندارد. نفر بعد محمد بن عبدالله مسمعی است که وثاقتش ثابت نیست در نتیجه احتمال دارد محمد بن عبدالله مسمعی این حدیث را جعل کرده باشد ولی نکته آن است که حتی اگر محمد بن عبدالله مسمعی این روایت را جعل کرده باشد، بر اساس لغت زمان خود این کار را کرده است در نتیجه می‌توان گفت لااقل در زمان محمد بن عبدالله مسمعی معنای امر چنین بوده است؛ حال اگر احتمال ندهیم معنای این واژه در دوره‌های متقدّم متفاوت بوده، می‌توانیم به راحتی به استعمال روایی مورد نظر تمسک کنیم گرچه سندش معتبر نباشد. ولی اگر احتمال تغییر معنا را بدهیم به اصالة الثبات و مانند آن نیازمندیم تا معنای زمان محمد بن عبدالله مسمعی را به عقب برگردانیم.

نقد بر اکتفا به لغت زمان جاعل و ضرورت تعیین دورۀ صدور روایت

آقای شهیدی فرموده است گر چه ما مرسلات صدوق را حجت نمی‌دانیم ولی به هر حال حتی اگر راوی این حدیث را جعل کرده باشد، عارف به لغت بوده و بر اساس شناختی که از لغت داشته آن را جعل کرده است و همین مقدار برای ما کافی است. ولی بحث آن است که جاعل حدیث، عارف به لغت معاصر خودش بوده است لذا چنانچه احتمال برود لغت معاصر وی با لغت زمان شارع متفاوت است نمی‌توان بدون تمسک به اصالة الثبات مشکل را برطرف کرد.

تحولات لغوی در قرون متأخر و اهمیت آن در تحلیل استعمالات

بنابراین تعیین تاریخ روایت مهم است؛ باید دید این روایت از کدام امام است. چون ممکن است این واژه در زمان ائمۀ نخستین و در زمان آیات قرآنی یک معنایی داشته باشد که در زمان امام حسن عسکری علیه السلام متوفای ۲۶۰ تغییر کرده باشد چون این دوره، دوره‌ای هست که زمان پیدایش تغییرات است، چون ترجمۀ فرهنگ یونانی، لغت عرب را دستخوش تغییرات می‌کند و چیزهای جدیدی وارد اصطلاحات عربی می‌شود، که قبلاً نبوده است.

منبع

جلسه ۱۱۰ مورخ ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۳



  1. کتاب مباحث الألفاظ ج۲، القول الاول: دلالة مادة الأمر علی الوجوب بالوضع، ص ۴۰ ↩︎

  2. الكافي (ط - الإسلامية) / ج‏3 / 22 / باب السواك … ص : 22 ↩︎