انحاء تخییر میان اقل و اکثر

آقای شهیدی سه فرض برای تخییر میان اقل و اکثر فراز آورده و پیرامونش بحث کرده‌اند:[1]

  1. تخییر میان اقل بشرط شیء نسبت به زیاده و اقل لا بشرط از زیاده.
  2. تخییر میان اقل بشرط شیء نسبت به زیاده و اقل بشرط لای از زیاده، در جایی که برایشان شق ثالث نیز وجود دارد.
  3. تخییر میان اقل بشرط شیء نسبت به زیاده و اقل بشرط لای از زیاده، در جایی که برایشان شق ثالث وجود ندارد.

دانستنی است، در فرض سوم، با توجه به نبود شق ثالث، یکی از بشرط شیء و بشرط لا، ضروری الثبوت هستند چون بر فرض نبود شق ثالث، این دو نقیضان خواهند شد و ارتفاع نقیضان محال است. ازهمین‌رو فرض سوم، فرضی دیگر غیر از فرض دوم است. در فرض دوم، برای بشرط شیء و بشرط لا یا برای یکی از این دو، قیدی در نظر گرفته می‌شود که سبب می‌شود ضروری الثبوت نشوند؛ همچون تخییر میان نماز دورکعتی و چهاررکعتی؛ زیرا چنین نیست که هر چه بیش از نماز دو رکعتی باشد، نماز چهاررکعتی شود؛ نماز چهاررکعتی، صرفاً بشرط شیء نیست؛ نماز چهاررکعتی، بشرط شیئی است که یک قید خاص دارد و آن قید خاص سبب شده است برای نماز دورکعتی و چهاررکعتی، شق ثالث نیز تصویر بشود که نماز سه‌رکعتی و پنج‌رکعتی هستند. قید خاصش آن است که مقدار زائدش در قالب چهار رکعت باشد نه در قالب سه یا پنج رکعت.

ما در مثال تخییر میان قصر و اتمام مناقشه نمودیم و گفتیم این مثال دقیق نیست، چون در نماز دورکعتی، سلام نماز در پایان رکعت دوم قرار دارد ولی در نماز چهاررکعتی، سلام نماز در پایان رکعت چهارم قرار دارد، پس این‌ها دقیقاً اقل و اکثر نیستند. ولی ممکن است بتوان این مناقشه را دفع نمود، چون به هر حال هر دوی این‌ها یک سلام بیشتر ندارند و قرار گرفتن سلام در رکعت دوم یا چهارم به آن لون نمی‌دهد؛ بحث آن است که آیا میان تشهد رکعت دوم، و سلام نماز، چیز دیگری یعنی دو رکعت بدون سلام خوانده بشود تا نماز چهاررکعتی بشود، یا چیز دیگری خوانده نشود تا نماز دورکعتی بشود. با این بیان می‌توان این مثال را دقیقاً مصداق تخییر میان اقل و اکثر دانست.

حکم فرض سوم روشن است و تردیدی در امکانش وجود ندارد؛ عمده بحث پیرامون فرض یکم و دوم است.


:books: بر اساس جلسه ۸۹
:date: ۲۹ بهمن ۱۴۰۳


  1. مباحث الألفاظ ج۳، الکلام حول التخییر بین الاقل والاکثر، ص ۷۸۷ تا ۷۹۵ ↩︎