امکان اقامۀ برهان عقلی برای ظهورات

جلسۀ مورخ 6 آبان 1386

هیچ مانعی ندارد که ظهور کلام را با یک برهان عقلی اثبات کنیم. البته اینجا منظورمان از ظهور کلام، ظهور برای مخاطب نیست؛ چون ظهوری که خود مخاطب بدان رسیده باشد دیگر نیاز به برهان ندارد. بلکه منظور ما ظهور عند المتعارف است. قصد ما این است که مخاطب را به معنای ظاهر نزد نوع مردم برسانیم. فرض کنید مخاطب ما انسان کج سلیقه‌ای است که ظهوری را که عرف متعارف می‌فهمد، نفهمیده است. قصد ما این است که با این استدلال او را به معنایی که عرف متعارف می‌فهمد واقف کنیم. در اینجا دیگر هیچ مانعی ندارد که برهان عقلی بیاوریم.

فرض کنید کلام الف ظاهر در معنای الف است. و می‌دانیم که اگر کلام ظاهر در معنای الف باشد باید ظاهر در معنای ب هم باشد، پس این کلام ظاهر در معنای ب است. اگر ملازمه‌ای که در این وسط وجود دارد، با ملازمه عقلیه ثابت بشود این استدلال درست است و کلام ظاهر در معنای ب است. همانطور که گفته شد بحث ما در جایی است که ظهور دوم، به صورت عرفی قابل درک نیست و الا اگر چنین باشد، پیش از آنکه ما بخواهیم نتیجه را به او بفهمانیم خودش نتیجه را فهمیده است. اما در محل بحث ما هیچ مانعی ندارد که مخاطب با برهان عقلی ظهور عرفی را کشف کند.

لحن کلام مرحوم آقای صدر این است که برای اثبات لازم بالمعنی الاخص نمی‌توان برهان فلسفی اقامه کرد؛ اما این مطلب درست نیست. بلکه می‌شود و مانعی هم ندارد که برای اثبات معنای لازم بالمعنی الاخص به برهان فلسفی استدلال کنیم.

بحث سر اینکه میشود یا نمیشود نیست
سر این است که راه رسیدن ب فهم متعارف عرفی در لازم بمعنی الاخص ،استدلال نیست
شما صد تا برهان هم بیاری تا این معنا رو بدون فکر متوجه نشده اسمش نمیشه ظاهر و متفاهم عرفی! اسمش میشه استدلال و فکر و لوازم و … به هر حال لازم بمعنی الاخص نمیشه

ظاهراً بین فهم مخاطب و فهم عرف خلط کردید. همانطور که در متن اشاره شده، ممکن است مخاطب کج سلیقه باشد و ادراک عرفی اش مختل شده باشد. در اینجا برای اینکه کج فهمی اش را به او نشان دهیم می‌گوییم وقتی تو قبول داری این لفظ، ظهور عرفی در معنای الف دارد، پس ظهور عرفی در معنای ب هم دارد هرچند تو بالفعل نمی توانی آن را بفهمی چون کج سلیقه ای.
این عرف است که باید بدون فکر بفهمد و الا مخاطبی که کج سلیقه است ممکن است نیازمند استدلال باشد تا کج سلیفه بودنش را بفهمد.