جلسۀ 14 آذر 1386
امضای دیدگاه عامه با تمسّک به اطلاق مقامی
نکته مهمی که در بحث اطلاق مقامی مفید است، این است که اگر احیانا ائمه معصومین هیچ مطلبی بر خلاف فقهای عامه نگفتند، معنایش امضاء ما علیه العامه است. این خودش یکی از اقسام اطلاق مقامی است؛ یعنی اطلاق مقامی مجموع ادله. این در جایی است که آنها اتفاق نظر بر یک فتوایی داشته باشند و از ائمه معصومین مطلبی بر خلافش صادر نشود.
برای مثال بحثی هست در مورد اینکه آیا حج با شروع واجب میشود یا واجب نمیشود؟یعنی اگر کسی حج مستحبی را هم شروع کرد باید تمام کند یا نه؟ بعضی تمسک کردهاند به آیه «أتمّوا الحج و العمرة لله» و گفتهاند از این آیه استفاده میشود که حج عمرهای که شروع شده باید تمام شود اما از روایات ما نفی این مطلب استفاده میشود.از روایات استفاده میشود که حج و عمرهای که این آیه ناظر به آن است، حج شروع شده نیست؛ بلکه این آیه ناظر به این است که حج را شروع کنید و به نحو کامل تحویل بدهید؛ یعنی این آیه در مقام اصل ایجاب حج و عمره است.
دلیلهای دیگری هم که وجود دارد، همه نا تمام است؛ ولی نکتهای که اینجا وجود دارد این است که اگر ثابت شود که تمام فقهای عامه بالاتفاق حج را با شروع لازم میدانند، همین که ائمه معصومین هیچ مطلبی بر ردع آنها نگفتند، این نشانگر این هست که این فتوا امضا شده است. ممکن است حتی فقهای عامه برای اثبات فتواشان به «اتمّوا الحج و العمره» تمسک کرده باشند که ما هم دلالتش را تامّ نمیدانیم. ائمه معصومین که اینجا سکوت کردهاند و مطلبی نگفتهاند، آیا صرفا صحّت آن فتوا استفاده میشود یا صحت مستند فتوا هم استفاده میشود؟ چون وقتی درجامعه آن زمان فتوایی صادر شده باشد که مستندی هم داشته، آیا مستندش به استناد این روایت هم مورد تأیید است؟ این یکی از بحثهایی است که در بحث اطلاق مقامی هست. اینگونه اطلاقهای مقامی جایی است که سکوت ائمه از یک فتوا وجود دارد. اگر آن فتوا دلیلی دارد، آیا سکوت امام تایید خود فتوا هست، یا تایید و امضاء مستند آن فتوا هم هست؟