جلسۀ 85 مورخ 29 بهمن 1402
اقسام تضمین از جهت نیازمندی به ذکر متعلق
پیشتر گفتیم علّت تضمین آن است که کاربست یک واژه معنای آن واژه را افاده نموده و معنای آن، معنای دیگری را به دنبال میآورد که لازمۀ معنای اول بوده و به تبع معنای اول، درک میشود.
تضمین به دو شکل است:
1.گاه بین خود فعل یا غیر فعل و معنای دیگر تلازم وجود دارد. برای مثال در عبارت «أسدٌ علیّ و فی الحروب نعامة» خود معنای «اسد» با معنای «سلطنت» بر حیوانات در تلازم است به طوری که وقتی لفظ «اسد» را میشنویم، معنای سلطان بودن شیر بر سائر حیوانات در خود آن نهفته بوده و نیازی نیست «علی سائر الحیوانات» در کنار آن ذکر شود تا معنای »متسلّط» فهمیده شود.
2. ولی گاهی، تا وقتی متعلّق نیامده، معنای تضمین شده به ذهن منتقل نمیشود. برای مثال در عبارت «قام إالی الصلاة»، «قام» به معنای ایستادن است و در معنای ایستادن، حرکت به سمت کاری نهفته نیست؛ لذا زمانی ذهن مخاطب متوجه حرکت کردن به سمت کاری میشود، که «الی الصلاة» به آن ضمیمه شود. «الی الصلاة« بیانگر آن است که ایستادن به منظور حرکت به سوی نماز بوده است. بنابراین ﴿قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ﴾ به معنای «قمتم من النوم بنابر روایات ذاهبین الی الصلاة» میباشد که ذهاب و سیر، میتواند علّت قیام تلقی شود.
همانطور که پیدا است نفس قیام به معنای آن نیست که شخص قائم، به یک سمتی حرکت کند، چون واژۀ «قمتم» معنای ذهاب را افاده نمیکند ولی به جهت آن که بعد از «قمتم» «إلی الصلاة» ذکر شده است، معلوم میشود معنای ذهاب و سیر در آن اشراب شده است.
کوتاه سخن آن که، گاهی تلازم بین خود کلمۀ مذکور و معنای مقدّر است ولی گاهی بین مجموع کلمه و متعلقاتش با معنای مقدّر ملازمه وجود دارد.
المائدة : 6
تفسير العياشي ؛ ج1 ؛ 297، ح48.