جلسۀ مورخ 20 آبان 1386
اصلیترین راه برای تشخیص وضع
واقع مطلب این است که عمدهترین راه در فهم تشخیص وضع، توجه به موارد استعمال است. حتی تبادر نیز تا زمانی که به استعمال باز نگردد دلیل نیست. البته در این میان نکاتی هست که باید در مراجعه به موارد استعمال باید مورد توجه قرار گیرند که در این باره سخن خواهیم گفت. هر اندازه که موارد استعمال بیشتر باشد، دلیل بودن آن برای وضع قویتر است. خیلی وقتها نکته عمده این است که ممکن است خیلی از اوقات نبودن قرینه مورد غفلت قرار گیرد و فهمی ما از کلام مستند به قرائنی باشد که به یک معنا عام است ولی نه عامی که در همه موارد هست.
به عنوان نمونه مرحوم آقای عسکری استشهاد میکند که کلمه «موت» به معنای «موت حتف أنف» هست. ایشان به عنوان شاهد میگوید در آیه «أ فإن مات أو قتل انقلبتم علی أعقابکم» در اینجا قتل را به مات عطف کرده است. از همین عطف میفهمیم که موت غیر از قتل است و الا اگر موت اعم از موت عادی یا به قتل باشد، دیگر این عطف صحیح نخواهد بود و ایشان نتیجهگیریهایی در برخی از مباحث تاریخی میکند. اینجا باید تأمل شود که آیا در اینجا قرینهای وجود داشته است که مورد غفلت قرار گرفته است یا نه؟