اصلی‌ترین دلیل حرمت خلف وعده | بررسی تطبیقی روایات و آیه ﴿لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُون﴾

اصلی‌ترین دلیل برای وجوب وفای به وعده، روایات است.
مرحوم کلینی این روایات را ذیل «باب خلف الوعد» درج نموده است.
همانطور که پیداست در عنوان باب، صرفاً به موضوع خلف وعده اشاره شده و از حکم آن سخن گفته نشده است. آیا این مطلب، به معنای آن است که ایشان نمی‌خواسته به حرمت فتوا بدهد؟ ایشان در شمار زیادی از عناوین ابواب، با استفاده از تعابیری همچون «کراهیة فلان» به حکم عمل نیز اشاره می‌کنند که گاه نیز مقصودشان از کراهیت، حرمت است؛ ولی در عنوان این باب، صرفاً به موضوع اشاره نموده و از حکمش سخن نگفته‌اند. به هر حال، معلوم نیست دیدگاه مرحوم کلینی پیرامون خلف وعده چیست؛

ولی روایاتی که در مسئله وجود دارد، به ویژه دو روایت صحیح السند که اصلی‌ترین دلیل برای وجوب هستند، به‌حسب ظاهر، بر وجوب دلالت دارند.

برای اثبات وجوب، دو مرحله بحث وجود دارد:

  1. یک مرحله، پیرامون مقتضی وجوب وفاء و حرمت خلف وعده است.
  2. مرحله دیگر، پیرامون مانع برای این حکم است.

به نظر می‌رسد بر اساس روایات مزبور، از جهت مقتضی مشکلی وجود ندارد.

:books: بررسی روایت هشام بن سالم

یک روایت، صحیحه هشام بن سالم است:

«عِدَةُ الْمُؤْمِنِ أَخَاهُ نَذْرٌ لَا كَفَّارَةَ لَهُ فَمَنْ أَخْلَفَ فَبِخُلْفِ اللَّهِ‏ بَدَأَ وَ لِمَقْتِهِ تَعَرَّضَ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ- يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ.»[1]

ممکن است گفته شود با توجه به استنادی که در ذیل روایت، به آیه قرآن صورت گرفته، مقصود روایت، وعده‌ای است که شخص وعده‌دهنده، از همان ابتدا بنا ندارد به آن وفا کند. بنابراین، مفاد این روایت چندان روشن نیست؛ چون ذیل روایت، به آیه‌ای استناد شده که احتمال نظارتش به وعده‌ای که از همان ابتداء بنای عمل به آن وجود ندارد، مطرح است.

البته در صدر روایت، وعده دادن، به منزله نذر دانسته شده است؛ لذا ممکن است گفته شود از آن‌رو که اثر ظاهر نذر، وجوب وفا است، وعده نیز، همچون نذر واجب‌الوفاء است؛ ولی با توجه به ذیل روایت، ممکن است این روایت، ناظر به خود وعده دادن باشد نه ناظر به عمل به وعده؛ یعنی گویا می‌خواهد بگوید چنین وعده‌ای ندهید نه آن‌که هر گاه وعده دادید، باید بدان عمل کنید. ممکن است مراد از «من اخلف» خصوص کسی باشد که از همان ابتداء بنای عمل ندارد.

این امکان نیز وجود دارد که هر دو جهت مقصود باشد؛ یعنی کسی که وعده بدهد و بنای عمل نداشته باشد، ولی بعداً به وعده‌اش عمل کند، فعلش حرام نیست چون کاری کرده است که کلامش از دروغ بودن خارج شود. این شخص، همانند شخصی است که صرفاً تجری کرده و مثلاً ممکن است گفته شود تجری حرام نیست.

مقصود آن‌که، استدلال به این حدیث، با فراز و فرود همراه است و چندان روشن نیست.

:glowing_star: روایت محوری: «من کان یؤمن بالله و الیوم الآخر»

روایت اصلی، همان روایتی است که در آن تعبیر «من کان یؤمن بالله و الیوم الآخر» به کار رفته بود و ما در آغاز بحث، بدان اشاره نمودیم. این روایت دقیقاً به لزوم وفای به وعده ناظر است؛ چون می‌گوید: «کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، فلیف إذا وعد.»[2]


:books: جلسه ۵۳

:date: ۱۱ آذر ۱۴۰۳


  1. کافی، ج ۲، ص ۳۶۳، رقم ۱ ↩︎

  2. کافی، ج۲، ص۳۶۳، رقم ۲ ↩︎

1 پسندیده