اصاله التطابق میان ثبوت و اثبات از جهت وحدت و تعدد امر

:thinking: مقدمه: پرسش پیرامون ارتباط وحدت و تعدد اثباتی امر با عالم ثبوت

پرسش آن است که اگر با امر واحد به دو شیء امر کردیم، آیا بدان معناست که در عالم ثبوت نیز باید به این شکل باشد؟

به سخن دیگر، فرض کنید من می‌خواهم حسن و حسین و علی نماز بخوانند. آیا بین جایی که در مقام اثبات، با سه امر مختلف بگوییم «حسن نماز بخوان؛ حسین نماز بخوان؛ علی نماز بخوان» با جایی که با یک امر بگوییم: «بچه‌ها، نماز بخوانید»، در عالم ثبوت تفاوتی دارد؟ طلب ثبوتی در این دو گونه تعبیر یکسان است چون من ثبوتاً دوست دارم این سه نفر نماز بخوانند؛ حال می‌توانم در مقام اثبات با یک امر این مطلوب ثبوتی را بیان کنم و می‌توانم با امرهای متعدد آن را بیان کنم. به نظر می‌رسد تفاوت خاصی بین این دو شیوه بیان احساس نمی‌شود.

:bar_chart: نقد دیدگاه آقای هاشمی: عدم تاثیر تکرار امر در امکان تفکیک ثبوتی

طبق فرمایش آقای هاشمی، بین جایی که امر تکرار شود «آمرک بغسل الجمعه و آمرک بغسل مسّ المیت» با جایی که امر تکرار نشود، «آمرک بغسل الجمعه و مس المیت» فرق است. ایشان در جایی که امر تکرار شود، می‌گویند می‌توان یک امر را وجوبی و امر دیگری را ندبی دانست؛ ولی در جایی که امر تکرار نشود، نمی‌توان بینشان تفکیک کرد؛ حال آن که به نظر می‌رسد بین تکرار امر و عدم تکرار امر، در این جهت تفاوتی احساس نمی‌شود.

:light_bulb: تبیین: تعدد محبوب در عالم ثبوت، مستقل از وحدت و تعدد امر در اثبات

اصل مطلب آن است که طلب های عدیده در مقام ثبوت روشن نیست. بله در عالم ثبوت محبت های متعدد وجود دارد. در عالم ثبوت انحلال وجود دارد یعنی به عدد متعلق ها، حب نیز متعدد می‌شود. من هم به غسل جمعه محبت دارم و هم نسبت به غسل مسّ میت و در صدد تحصیل هر دو هم بر آمده و متصدی تحصیل محبوب خود شده‌ام؛ خواه این تصدی با امر واحد بیان شود و خواه با امرهای متعدد. وحدت و تعدد امر تاثیری در وحدت و تعدد محبوب ثبوتی ندارد چون محبوب ثبوتی در هر صورت متعدد است. ما وجداناً تعدد محبوب را در عالم ثبوت درک می‌کنیم. غسل جمعه یک محبوب است و غسل مسّ میت محبوب دیگر است.

:books: مثال: اکرام عالم و تعدد محبوب ثبوتی

حتی در جایی که یک امر باشد و یک متعلق کلی داشته باشد که به نحو مطلق الوجود ملاحظه شده، در عالم ثبوت، محبوب ها متعدد هستند. برای مثال در «اکرم العالم»، اکرام عالم الف، عالم ب، عالم ج و … ، و همینطور اکرام هر عالمی برای من محبوب است. پس اگر در مقام ثبوت، جیزی به نام انشاء و اعتبار فرض نکنیم که نیازی هم به فرض کردنش نیست، آنچه مهم است محبتی من نسبت به یک شیء و تصدی من برای رسیدن به آن است. این محبت در عالم ثبوت انحلالی است، و به عدد افراد متعلق، متعدد می‌شود و برای رسیدن به آن، ممکن است با یک عبارت و یا دو عبارت، متصدی شوم. مهم آن است که من چند محبوب دارم و متصدی تحصیلش هم شده‌ام؛ خواه در مقام اثبات با یک امر آن را بیان کنم و خواه با امرهای متعدد است.

:white_check_mark: عدم اهمیت تعدد یا عدم تعدد طلب ثبوتی و اهمیت محبوب های عدیده

آقای هاشمی فرمودند اگر در مقام اثبات، یک بار امر را به کار ببریم، ظاهرش آن است که در مقام ثبوت نیز، یک طلب بیشتر نداریم و آن یک طلب یا شدید است یا خفیف. در مقام ثبوت، علی ای تقدیر، نسبت به محبت، با محبت های متعدد روبرو هستیم که مهم هم همان است. حال نسبت به اینکه در مقام ثبوت، طلب متعدد باشد یا واحد باشد، چندان مهم نیست و اساساً نیازی به فرض چیزی به نام طلب ثبوتی نداریم. لزومی ندارد یک اعتبار ثبوتی در نظر بگیریم. آنچه مهم است، وجود محبوب های عدیده است که برای تحقق امر صادر شده است.


:date: جلسه ۱۲ مورخ ۳ مهر ۱۴۰۳