اشکال شهید صدر به دلالت اطلاقی جملۀ شرطیه بر علیّت انحصاری شرط برای جزاء

جلسۀ 11 آذر 1386

اشکال شهید صدر به دلالت اطلاقی جملۀ شرطیه بر علیّت انحصاری شرط برای جزاء

یکی از تقریباتی برای اثبات مفهوم جملۀ شرطیه، مطرح شد، این بود که اطلاق قضیۀ شرطیه بر ترتّب همیشگی جزاء بر شرط دلالت می‌کند که لازمه‌اش علیّت تامۀ شرط برای جزاء است، چون اگر شرط علّت ناقصه باشد، ترتب جزاء بر آن همیشگی نیست بلکه تنها در صورت تحقق سائر اجزای علت است. از این رهگذر، علیّت انحصاری شرط برای جزاء نیز ادعا شده است، چون اگر شرط، علّت منحصره نباشد و برای جزاء علت دیگری هم وجود داشته باشد، در فرض تقدم آن علت دیگر، یا تحقق همزمان آن علت دیگر، علّیّت تامۀ شرط برای جزاء از بین می‌رود. چون اجتماع دو علّت تامه بر معلول واحد، هر دو را از علّت تامه بودن، انداخته و به علّت ناقصه تبدیل می‌کند.

مرحوم شهید صدر در اشکال به این استدلال، آن را اخصّ از مدعا دانسته و فرموده است، این اشکال تنها در جایی پدید می‌آید که هر دو علّت، امکان اجتماع با یکدیگر را داشته باشند؛ ولی اگر دو علّت، امکان اجتماع نداشته باشند، ترتب همیشگی جزاء بر شرط صدمه‌ای نمی‌بیند و شرط، از علیّت تامه نمی‌افتد؛ در عین حال، علّت منحصره نیز نمی‌باشد تا مفهوم را در پی داشته باشد.

برای مثال، ممکن است آن دو علّت تامه، ضدان باشند. فرض کنید می‌گوییم اگر کسی لباس سفید بپوشد، می‌تواند وارد مهمانی شود. این یعنی لباس سفید پوشیدن، علّت تامۀ جواز ورود به مهمانی است. حال اگر پوشیدن لباس زرد نیز، علّت تامۀ جواز ورود به مهمانی باشد، باعث نمی‌شود پوشیدن لباس سفید، از علت تامه بودن، بیافتد. چون لباس زرد و لباس سفید، ضدان هستند و با یکدیگر اجتماع نمی‌کنند تا اجتماعشان بر معلول واحد، آنها را از علیّت تامه بیاندازد.

همچنین ممکن است دو علّت، با یکدیگر امکان اجتماع داشته باشند، ولی نه به وصف علیّت. یعنی ممکن است علیّت آن علّت دیگر، از اساس مقیّد به حالتی باشد که با شرط اجتماع نکرده باشد. در این فرض، حتی اگر شرط، با آن علّت دیگر اجتماع کند، علیّت تامه شرط پابرجا می‌ماند، چون آن علّت دیگر، در این ظرف اساساً علیّتی ندارد تا اجتماع علّتین بر معلول واحد رخ دهد و آن دو را از علیّت تامه بیاندازد.