استعمال لفظ در اکثر از معنا؛ بازخوانی محل نزاع و تفکیک جامع و مجموع

مرحوم آقای روحانی، در ادامه به تحریر محل نزاع در بحث استعمال لفظ در اکثر از معنا پرداخته‌اند[1]. همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، استعمال لفظ در بیش از یک معنا به سه صورت قابل تصور است:

  • استعمال لفظ در جامع بین چند معنا. :handshake:
  • استعمال لفظ در مجموع چند معنا. :plus:
  • استعمال لفظ در تمام معانی به‌صورت مستقل. :bullseye:

پیش‌تر نیز تأکید شد که دو صورت اول از محل نزاع خارج بوده و موضوع اصلی بحث، صورت سوم است. محقق خراسانی در کفایة الاصول از این حالت با عبارت «استعمال در کلا المعنیین علی سبیل الانفراد» تعبیر کرده‌اند.[2]

تفاوت «جامع» و «مجموع» در استعمال لفظ در اکثر از یک معنی🧐

عبارت «علی سبیل الانفراد» به این نکته اشاره دارد که استعمال لفظ نه در جامع بین چند معناست و نه در مجموع آن‌ها. در حالت اول (جامع بین چند معنا)، هر یک از معانی، فردی از معنای مستعمل‌فیه به‌شمار می‌رود و نسبت میان معانی موضوع‌له و معنای مستعمل‌فیه، نسبت جزئی و کلی است. هر معنا بخشی از معنای مستعمل‌فیه را تشکیل می‌دهد و در نتیجه نسبت بین معانی موضوع‌له و معنای مستعمل‌فیه، نسبت جزء به کل خواهد بود.

عموم اشتراک و عموم مجاز: بررسی اصطلاحات ادبی :open_book:

هنگامی که لفظ در جامع بین دو معنا به کار می‌رود و هر دو معنا حقیقی باشند، این حالت با عنوان عموم اشتراک شناخته می‌شود. فرصت مراجعه به تعبیرات ادبا فراهم نشد. با مراجعه به منابع ادبی، باید بررسی کرد که آیا این اصطلاح صرفاً برای استعمال لفظ در جامع به کار می‌رود یا شامل استعمال در مجموع نیز می‌گردد. به نظر می‌رسد عموم اشتراک به‌طور خاص به حالتی اشاره دارد که لفظ در جامع بین دو معنا استعمال شده است.

از سوی دیگر، اگر لفظ در جامع بین دو معنا به کار رود که یکی از آن‌ها حقیقی و دیگری مجازی باشد، به آن عموم مجاز می‌گویند. در کتب ادبی، شاهد مثال معروفی برای این مورد ذکر شده که که بر اساس آنچه در خاطر دارم مربوط به بحث دیگری است، اما در حقیقت مثالی برای عموم مجاز نیز محسوب می‌شود:

ثَلاَثَةٌ تُشْرِقُ الدُنْيَا بِبَهْجَتِهَا
شمْسُ الضُحَى وَأَبُوْ إِسْحَاقَ وَالقَمَرُ[3]

شاعر می‌گوید سه چیز با پرتوافشانی خود زمین را نورانی می‌کنند: خورشید، ابواسحاق و ماه. این شعر در مدح ابن عباس[4] سروده شده و او را در کنار خورشید و ماه قرار داده است. در این بیت، واژه «تشرق» نسبت به خورشید و ماه در معنای حقیقی و نسبت به ابواسحاق در معنای مجازی به‌کار رفته است؛ یعنی در جامع بین معنای حقیقی و مجازی استعمال شده است. «اشراق» به معنای استفاده از نورانیت چیزی است، خواه مراد از این نور، نور حقیقی باشد یا مجازی. همچنین، واژه «طلعت» نیز به تناسب هر مورد، در جامع بین معنای حقیقی و مجازی به‌کار رفته است.


:books: بر اساس جلسه ۹۸
:date: ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳


  1. منتقى الأصول، ج ۱، ص ۳۰۶ ↩︎

  2. كفاية الأصول ( طبع آل البيت )، ص ۳۶ ↩︎

  3. استاد شعر را به صورت زیر خواندند: «ثلاثة تشرق الارض بطلعتها شمس الضحی و ابو اسحاق و القمر» ↩︎

  4. و البيت من البسيط، و هو فى الإيضاح 107 و هو لمحمد بن وهيب فى مدح المعتصم: حاشية الدسوقي على مختصر المعاني، ج ۲، ص ۱۴۹ ↩︎

ابن یعیش در شرح المفصل و سکاکی در مفتاح العلوم اشاره کرده‌اند که:

الفعل إذا أُسنِدَ إلى جماعةٍ يَتوزّع عليهم الإسناد في المعنى، ويجوز أن يكون حقيقياً في بعضهم ومجازاً في بعض.

از لحاظ نحوی فقط یک اسناد واحد وجود دارد، ولی از نظر معنوی در اجزای ثلاثه تقسیم میشود، و نسبت در حق بعضی حقیقی و در حق بعضی مجازی است
قتل الفلانَ القوم ، نسبت به قاتل اصلی حقیقی است و نسبت به بقیه افراد قوم مجازی است

اصطلاح «عموم اشتراک» ناظر به استعمال لفظ در جامع است.
اما مانحن فیه را را در بلاغت «مجاز عقلی منقسم» یا «توزیع نسبت» می‌نامند، نه «عموم اشتراک».
شاید چون یکی مربوط به بحث استعمال الفاظ است و دیگری مربوط به کیفیت معنای نسبت