جلسۀ 30 آبان 1386
استدلال هشام بن حکم به آیۀ «إن یریدا اصلاحاً یوفّق الله بینهما» و دلالت داشتن آن بر مفهوم شرط
یکی دیگر از مواردی که مرحوم صاحب حدائق برای مفهوم داشتن شرط بدان استدلال نموده، مناظرۀ هشام بن حکم با برخی مخالفین است. در این استدلال، به کلام امام معصوم استشهاد نشده، بلکه به کلام خود هشام استشهاد شده است.
ذكرت فصلا لهشام بن الحكم مع بعض المخالفين في الحكمين بصفين عمرو بن العاص و أبي موسى الأشعري فأحببت إيراده و إن لم يكن من جنس ما وضعت له الباب. قال المخالف إن الحكمين لقبولهما الحكم كانا مريدين للإصلاح بين الطائفتين فقال هشام بل كانا غير مريدين للإصلاح بين الطائفتين فقال المخالف من أين قلت هذا قال هشام من قول الله عز و جل في الحكمين حيث يقول إن يريدا إصلاحا يوفق الله بينهما فلما اختلفا و لم يكن بينهما اتفاق على أمر واحد و لم يوفق الله بينهما علمنا أنهما لم يريدا الإصلاح روى ذلك محمد بن أبي عمير عن هشام بن الحكم.[1]
استدلال صاحب حدائق به این ماجرا، عجیب است، چون کلام هشام بن حکم، ارتباطی به مفهوم شرط ندارد. هشام بن حکم به عکس نقیض این جمله شرطیۀ تمسک کرده است نه به مفهوم آن. میگوید اگر ارادۀ اصلاح داشتند، خداوند بینشان توافق برقرار میکرد؛ حال که توافقی بینشان برقرار نشده، پس معلوم میشود ارادۀ اصلاح نداشتند. این قضیه، در حقیقت استدلال به عکس نقیض است نه به مفهوم شرط. عکس نقیض آن است که جای شرط و جزاء را تغییر داده و آن را از حالت ایجابی به حالت نفیی تبدیل کنیم. این ارتباطی به انتفاء الجزاء عند انتفاء الشرط ندارد. این عکس نقیض، همان قیاس استثنانی است.
البته در دانش اصول، بحث است که اگر عکس نقیض، برخاسته از ظهور _نه نص_ باشد، حجّت است یا حجّت نیست. در اینجا اختلافی بین مرحوم شیخ انصاری و مرحوم آخوند خراسانی درگرفته است که در جای خود باید بدان پرداخته شود و ربطی به بحث مفهوم ندارد.
[1]ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه - قم، چاپ: دوم، 1413 ق.