استدلال هشام بن حکم به آیه «إن یریدا اصلاحاً یوفّق الله بینهما» و دلالت داشتن آن بر مفهوم شرط

یکی دیگر از مواردی که مرحوم صاحب حدائق برای اثبات مفهوم شرط بدان استدلال نموده، مناظره هشام بن حکم با برخی از مخالفان است. در این استدلال، به کلام امام معصوم (علیه‌السلام) استشهاد نشده، بلکه به سخن خود هشام استناد شده است:

«ذكرت فصلاً لهشام بن الحكم مع بعض المخالفين في الحكمين بصفين عمرو بن العاص و أبي موسى الأشعري فأحببت إيراده و إن لم يكن من جنس ما وضعت له الباب. قال المخالف: إن الحكمين لقبولهما الحكم كانا مريدين للإصلاح بين الطائفتين، فقال هشام: بل كانا غير مريدين للإصلاح بين الطائفتين. فقال المخالف: من أين قلت هذا؟ قال هشام: من قول الله عز و جل في الحكمين حيث يقول: «إن يريدا إصلاحاً يوفق الله بينهما»، فلما اختلفا و لم يكن بينهما اتفاق على أمر واحد و لم يوفق الله بينهما، علمنا أنهما لم يريدا الإصلاح. روى ذلك محمد بن أبي عمير عن هشام بن الحكم.»[1]


:magnifying_glass_tilted_left: تحلیل و اشکال بر استدلال صاحب حدائق

استدلال صاحب حدائق به این ماجرا عجیب به نظر می‌رسد؛ زیرا کلام هشام بن حکم ارتباطی به مفهوم شرط ندارد. هشام بن حکم در این مناظره به عکس نقیض جمله شرطیه تمسک کرده است، نه به مفهوم آن. وی می‌گوید: اگر اراده اصلاح داشتند، خداوند میان آنان توفیق و توافق برقرار می‌ساخت؛ حال که توافقی میانشان برقرار نشده است، معلوم می‌شود که اراده اصلاح نداشته‌اند.

این قضیه در حقیقت استدلال به عکس نقیض (در قالب قیاس استثنایی رفع مقدم از راه رفع تالی) است، نه استدلال به مفهوم شرط؛ چراکه عکس نقیض عبارت است از جابه‌جایی مقدم و تالی همراه با تغییر جهت صدق و کذب (نفی و اثبات) آن‌ها، و این امر ارتباطی با مسئله «انتفاء الجزاء عند انتفاء الشرط» در بحث مفاهیم ندارد.


:books: اشاره به بحث اصولی در حجیت عکس نقیض ظهوری

البته در دانش اصول این بحث مطرح است که اگر عکس نقیض بر آمده از «ظهور» کلام باشد — نه «نص» آن — آیا حجت است یا خیر؟ در این مسئله میان مرحوم شیخ انصاری و مرحوم آخوند خراسانی اختلافی رخ داده که باید در جای خود بدان پرداخته شود و خروج موضوعی از بحث مفهوم شرط دارد.


  1. ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، قم، چاپ دوم، 1413 ق. ↩︎